|
یک ویژگی اساسی معلمی و استادی نشر آن است، تعلیم امری الهی است و خداوند پس از خلقت آدم به او اسما را آموخت و لذا بشر را بر سایر مخلوقاتش برتری داد. چرا خداوند برتری داد چون علم داده بود و چرا علم را به سایر مخلوقات نداد ، چون این ظرفیت فقط در آدم بود و چرا د انتقال علم کم فروشی نکرد چون خداوند فیاض است و اگر به دارنده ظرفیت دانایی ها تا بینهایت ندهد جای تعجب است. علمی که نزد یک عالم به ودیعه رسیده است جلوه ای از نور علومی است که ذات اقدس الهی با گشاده دستی و اشتیاق جهت انتقال به طالب علم با ظرفیتی باندازه بینهایت عطا فرموده ولی هرکس باندازه ظرفیتش توان جذب آن را دارد. پس شایسته است هر کس که ظرفیت دریافت این معارف را داشت نیز مانند خداوند متعال نسبت به انتقال تمام ظرفیت خود به خواهان مستعد دریافت علم، بدون کوچکترین بخل ، کم فروشی ، تعلل و عافیت اندیشی کوشش کند و بی تمنا ، بدون چشم داشت ، بی منت ، بلا انقطاع ، نامحدود و تا سرحد سرریز شدن ظرفیت طالب در انتقال دانسته هایش کوتاهی نکند. فقط خداوند متعال علم مطلق است و البته مسیر کمال را در فطرت انسان گذاشته است ، ما آنچه فکر میکنیم خوب فهمیده ایم ، اگر روزگاری نقض نشود در بهترین حالت رشد علوم امروزی ، فرض کنیم ۷۰ درصد عمق مطلب باشد و اگر بدون بخل تمام دانسته های خود را به طالب منتقل کنیم ، طبعا با بهترین شیوه بیان هم قادر به انتقال تمام دانسته های خود نیستیم و اگر فرض کنیم فقط ده درصد دانسته های ما قابل انتقال نباشد ، به طالب علم فقط ۶۷ درصد آنچه مطلق علم است عرضه شده است. طالب علم در جذب معارف جدید دچار محدودیت است و قطعا تمام آنچه بر او عرضه میشود را در زمان انتقال قادر به فراگیری نیست و اگر بازهم قائده ده درصد امکان عدم انتقال را فرض کنیم ، در عمل حتی اگر بدون بخل هر آنچه میدانیم را بدون تعلل و تشریفات در اختیار طالب بگذاریم فقط ۶۰ درصد آنچه محتوی واقعی آن علم است را فرا گرفته است و در لحظه حداقل ده درصد کمتر از استاد میداند. نکته دیگری هم وجود دارد ، اگر استاد در انتخاب شاگرد دقت کند و به چالش انگیزترین آنها آنچه میداند را بیاموزد ، از دو مزیت استفاده کرده ، اولا استاد در هنگام انتقال مطلب ، موبمو خوب میداند که کجا را گُل گفته و کدام را شُل پس در مقابل شاگرد دانا بیشتر ناچار به مطالعه بوده تا به چالش کشیده نشود و در ثانی اگر به چالش هم کشیده شود ، بازهم اسباب رشد بیشتر او در فراگیری علم فراهم شده بدون اینکه شاگرد قادر باشد با سرعت به جایگاه علمی او برسد و لذا حتی از بعد مادی هم منافع و اعتبار او محفوظ است. بنابر این میبینیم که در سنت الهی آموزش ، شرایط بگونه ای رقم خورده است که عاقبت بخیری و کمال متعلق به کسی است که آنچه میداند را در کف اخلاص گذاشته و به طالب علم عرضه کند و چه زیبا پیامبر اسلام فرمود که زکات علم نشر آن است.
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ساعت 0:38  توسط غلامرضا
|
سلام. نظرات عزیزان در باره مقالات وبلاگ را مطالعه میکردم و در بین آنها توجهم به مطلبی جلب شد ، به بهانه جنایت زن و شوهر پزشک در حادثه شهادت شهید روح الله عجمیان در کرج، عزیزی در مورد وضع خراب تعهد درصد قابل توجهی از اعضا جامعه پزشکی کشور مطالبی را نوشته بود که از نزدیک با مشکلات قربانیان بی درتعهدی جامعه پزشکی کشور از نزدیک دیده است( با احترام به قشر قلیل دلسوز و محترم پزشکان مومن و متعهد کشور ). این منحصر به رشته های پزشکی نیست ، بر اساس آمار منتشره ، متاسفانه صندلی های بخش زیادی از ظرفیت دانشگاههای مهم و رده بالای دولتی کشور را اقشار دهکهای بالا اشغال کرده اند ، اینها عملا بدلیل امکان سرمایه گذاری سنگینی که در آمادگیهای قبل از کنکور دارند ، در عمل برنده رقابت ناسالم و غلط سیستم گزینش دانشجوی دولتی کشور میشوند ، با پول این مملکت بصورت رایگان تحصیل میکنند ، دو قورت و نیم همیشه طلبکارند ، تعهدی به جامعه ندارند و در اولین فرصت هم در لیست فرار مغزها قرار میگیرند و مایه شرمساری ملی میشوند.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۱ساعت 2:15  توسط غلامرضا
|
فکر اینکه یکی از قاتلان #شهید_روح_الله_عجمیان در فاجعه کرج یک پزشک بوده ، تن انسان را می لرزاند شهیدسیدروحالله عجمیان، کارگر روز مزد ساکن حاشیه کرج، به دست این افراد هار که مثل این یکی که پزشک، تحصیل کرده و متمول هم هست، به وحشیانهترین شکل به شهادت رسید؛ 🔹 بخشی از جلسه رسیدگی به پرونده قاتلین شهید سیدروحالله عجمیان؛ 🔸قاضی: درآمد ماهیانه شما چقدر است؟ 🔹پزشک و متهم: بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون درآمد ماهیانه دارم 🔸قاضی: پس مشکل اقتصادی نداری، انگیزه شما مخالفت با نظام بود؟ 🔹متهم: هدفی نداشتم، اشتباه کردم! من به اشتباه این رفتارها را انجام دادم! 🔸قاضی: شما به عنوان لیدر آشوب معرفی شدهاید و در بستن اتوبان، ضرب و جرح و شهادت شهید عجمیان نقش داشتهاید؛ جوانها تحت فرمان شما بودند؟ چرا به شهید عجمیان لگد زدید؟ 🔹متهم: نه من لگد نزدم. 🔸قاضی : خانم شما در بازجویی اعتراف کرده که شما لگد به شهید زدید. 🔹نماینده دادستان: شهید را نگه داشتهاید و آرین فرزامنیا ضربه زده است؛ در این فیلم هم که ضبط شده مشخص است شما با خشم در حال قدم زدن هستید و برخلاف سوگند پزشکی که یاد کردید، به مجروحی که روی زمین افتاده، کمک هم، نمیکنید؛ 🔹متهم: من و همسرم به طور ناخواسته در این اجتماع وارد شدیم!
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۱ساعت 2:32  توسط غلامرضا
|
در شگفتم از جماعتی که روزی شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران میدادند ولی در جام جهانی اخیر فوتبال قطر طرفدار تیم فوتبال انگلیس بودند و دیشب هم به مناسبت پیروزی تیم فوتبال آمریکا بر ایران ، دیوانه وار در خیابانها بوق شادی میزدند. ما که شماها را از اول میشناختیم ، این کارها کوبیدن میخ بر تابوتهایتان برای آنهایی است که تعلق شما را به صف مقابل باور نمیکردند.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر ۱۴۰۱ساعت 14:50  توسط غلامرضا
|
باید روی یک نکته اساسی که در فرمایشات اخیر حضرت آقا هم بر آن انتقاد فرمودند توجه کافی داشته باشیم. بعضی ها با لیست کردن عدم النفع ها ، وجود برخی ناهنجاری ها و حتی اخیرا اغتشاشات اخیر توصیه میکنند برویم مشکلاتمان را با غرب توافق کنیم ! تا این مسائل داخلی هم حل شود. با همین پررویی ! یعنی اینها به صراحت اعلام میکنند میدانند پشت همه این نابسامانیها عوامل اجنبی هستند و میگویند باید به غربی ها باج بدهید ، در مقابلشان اظهار تمکین کنید! حد یقفی هم برایشان وجود ندارد ، هرچه خواستند بدهید تا تحریم ها را بردارند و دست از اغتشاش داخلی هم بکشند!!! دینداری به کنار ، منافع ملی هم کشک ، آزادگی بی معنا ، غیرت حضرات کجا رفته ؟ البته میدانم این جماعت زیر بار زور نمی روند مگر اینکه زور خیلی زیاد باشد!!!
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر ۱۴۰۱ساعت 4:50  توسط غلامرضا
|
|