ظاهراً این دستگاه شناسایی ویروس کرونا از خانواده همان دستگاهی است که در بیستم اردیبهشت ۹۷ در ارومیه تحت عنوان دستگاه ردیاب هر نوع مواد جامد و مایع قبلا رونمایی شده بود و با ارتقا انجام شده برای شناسایی ویروس کرونا توسعه داده شده است.

   آقای سلامی ، فرماندهی محترم سپاه نیز درجریان رونمایی دستگاه کرونا باب جدید ، اشاره کرده بودند  که این دستگاه توسعه پیدا کرده است همچنین می‌دانستیم این دستگاه برای کشف مواد مخدر و مواد منفجره بکار گیری شده است.

ارتقایک محصول فقط کمی نیست و بیشتر کیفی را شامل میشود. ببینید در سیر طراحی و توسعه هواپیما چقدر توسعه بین نمونه برادران رایت تا انواع هواگرد امروزی است.

نکته ای که نمی‌دانستم ، وجه انحصاری بودن این امکان فقط برای ایران است که باید در متن مربوط به دستگاه کرونا باب همین وبلاگ بایداصلاح کنم .

دانستههای من حاکی بر این بود که حدود ۳ تا ۵ کشور به این توانمندی رسیده اند که در ردیابی مواد مخدر و موادمنفجره ، صاحب تکنولوژی هستند که أمریکا ، روسیه، چین و اخیرا ایران ، سرآمد بودند.

ولی اینکه نمونه های دیگر این دستگاه ایرانی میتواند تا برد ۴۰ کیلومتر انواع مایع و جامد را آنالیز و شناسایی کند ، واقعا مرا به وجد آورد . این پیشرفت بیشتر از امور جنگهای تروریستی و بیولوژیک در عمران و آبادانی کشور موثر است.

اینکه معادن و ذخایر نفت و گاز چقدر شناسایی و بهره برداری صحیح میشوند، وجه کوچکی از آینده این دستگاه است.احتمالا پروژه جنگل سازی کویر ایران کلیدخواهد خورد ! 

دربحث منابع زیر زمینی ، دو نوع منابع آب داریم ، یکی فسیلی که منبعی ولو عظیم ولی محدود و تمام شدنی است که در طی میلیونها سال بوجود آمده است.

دیگری تجدید پذیر و در حال حرکت که در درون لایه های مختلف زیر زمین در اعماق مختلف ، آبهای سطحی فرو رفته به زیر زمین را دائما بسمت پائین ترین نقاط یعنی کف دریاهای آزاد هدایت میکنند.

این آبها بصورت چشمه های آب شیرین در کف دریا خیلی زیاد وجود دارند که اطلاع دارم شناسایی و بهره برداری از آنها مدتهاست که در دستورکار نهادهایی از سپاه است.

باتوجه به اینکه پائین ترین نقطه کویر لوت حدود ۶۰ متر از دریای آزاد بالاتر است و کل فلات ایران بطور متوسط یکهزار متر از سطح دریا بالاتر میباشد ، همه میدانیم که حجم بسیار بالایی از نزولات جوی ( حدود ۸۰ درصد ) که زیر زمین میرود را تقریبا از دست داده ایم .

پروژه شناسایی و استخراج آب شیرین کف دریا هم علیرغم پیشرفتهای قابل قبول شناسایی ، فقط بدرد آباد سازی سواحل خلیج فارس و دریای عمان میخورد و انتقال آب با حجم عظیم برای فلات مرکزی ایران تقریبا محال بنظر می‌رسید و صرفا در حد آب شرب و بهداشت شهر های خشک کشور از آن انتظار می‌رفت از چشمه های آب شیرین کف دریا بهره برداری شود.

رونمایی از توان چنین دستگاهی یعنی کشور می‌تواند آب قابل استحصال خود را حداقل ۸ برابر افزایش دهد. توجه کنیداز ۲۰ درصد قابل استحصال فعلی فقط ۲ درصد عملا در پشت سدها ذخیره و استفاده میشود ، الباقی در سیلابها و سر ریز سدها از دست میرود.

از همه مهمتر ، همین ۲۰ درصد باتوجه به کوهستانی بودن کشور ، امکان توزیع گسترده به مناطق خشک را پر هزینه ونهایتا منتفی میکند.

بنابر این باتوجه به شیب شمال به جنوب سراسری فلات ایران بسمت دریای آزاد ، قطعا هزاران مسیر دائمی حرکت آب بسمت دریا های جنوبی وجود دارد که از زیر استانهای خشک ما مثل رودخانه های کوچکی دائما در حال عبور است که بدلیل عدم امکان شناسایی مسیر و عمق کانال عبوری این آبها ، امکان بهره برداری حادث نبوده است.

باشناسایی این مسیرهای عبوری آب،مشکل حمل آب به مناطق خشک تقریبا بصورت مجانی،حل خواهد شد چون با حفر چاه ، درست روی کانال عبوری آب ، در مناطق کوهستانی بالادستی ، فقط کافیست کانالهای سیمانی تعبیه شود تا آب بصورت ثقلی به مناطق کویری پائین دست هدایت و بین مناطق هدف توزیع شود. 

سیستان و بلوچستان ، انبار غله ایران بوده اند یعنی خاک و محیط این منطقه بسیار مساعد است. انشاالله اگر مشکل آب حل شود ، ایران میتواند به یکی از بزرگترین صادر کنندگان غله در دنیا تبدیل شود.

نکته مهم دیگری که باید به آن توجه کرد،رشد سریع صنعت تولید الوار چوبی در کشور خواهد بود،میلیونها هکتار جنگلهای مصنوعی در حاشیه کویر بسرعت احداث خواهد شد بطوریکه اراضی مناطق خشک کشور احتمالا رشدقیمتی مناسبی پیدا نموده و قیمت اراضی آباد کشور کاهش قابل توجهی خواهند داشت.

ساکنین محترم شرق کشور امیدوار باشند که سالهای خوبی در انتظار آنها خواهد بود . فلات ایران ، بصورت اتوماتیک ، بخاطر قائده تشکیل ابر در ارتفاعات و بالای سطوح مرطوب و سبز ، بخاطر حجم بالای بارندگی ، در بیست سال آینده به قاره سبز ، شاید سبز تر از اروپا تبدیل شود!!! 

دراینصورت شاید دیگر لازم نباشد پمپ های مکش آب از کانالهایی که آب شیرین فلات ایران را میلیونها سال است به زیر دریاهای جنوبی می‌برده اند را دیگر روشن نمود،دوباره سیر عادی شیرین سازی آب خلیج فارس و سواحل عمان هم میتواند مطابق اکوسیستم گذشته ادامه پیدا کند.


برچسب‌ها: اقتصاد مقاومتی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۹ساعت 6:8  توسط غلامرضا   | 

 

سلام.کلیپی تاثیر گذار بخشی از سخنرانی شهید بهشتی در جمع کثیری از نخبه گان کشور که در تابستان ۵۹ برگزار شده بود، یاد و خاطره دیدگاههای ناب اقتصادی این شهید مظلوم را در خاطرم زنده کرد.

در این سخنرانی ، شهید بهشتی اشاره کرده بودند به موضوعی که بارها در شورای انقلاب پیگیر آن بوده ولی به نتیجه نرسیده است و آن اقدامی فوری جهت از بین بردن اختلاف طبقاتی در سطح معیشتی و دارایی های آنروز مردم کشور بود.

در قسمتی از این خطابه میگویند؛ همه کسانی که دلشان در عشق این انقلاب مالامال شور و هیجان و قلبشان در محبت به این انقلاب می طپد،باید حرکت و اقدامی سریع و قاطع و موثر آغاز کنند و آغاز کنیم تا هرچه زودتر به این فاصله جهنمی سطح زندگی در جمهوری اسلامی ایران پایان بدهیم اعلام می‌کنم که باید هرچه زودتر تلاش برای تقسیم عادلانه سرانه همه امکانات بهزیستن در کشور ایران به عمل بیاید وگرنه اسلام مان باز هم تک بعدی خواهدماند و انقلاب اسلامی مان همه جانبه نخواهد شد.

ایشان حتی گفته بود ، اگر در این امر خطیر کسی پیشقدم نشودحاضر است خودش جلو بیفتد .

شهیدبهشتی ازماست و تفکر او را فرا موش نکرده و نمی‌کنیم .

تاریخ سخنرانی پانزده ماه از  پیروزی انقلاب است ، یعنی یکماه بعد از این سخنرانی جنگ تحمیلی جبهه استکبار با ابزاری مثل صدام علیه اهداف عالی انقلاب اسلامی شروع میشودتا توان ما بره توی جنگ واز مسائل اصلی غافل بشویم.

۹ ماه بعد هم این مرد بزرگ راشهید میکنند. گویا می خواهند این تفکر نابود بشود و نباید به این موضوع پرداخته شود ، چون تمام توجهات را به جنگ مشغول کردند و اولویتها چیز دیگری شد.

جنگ را بما تحمیل کردند و حتی تا امروز مانع از پیگیری این خواست اساسی شدندو در سایه شرایط جنگی هرچه میخواستند برای خودشان برداشتند و سهم ما چه شد؟ ما رامتهم کردنداز ادامه جنگ سود می‌برده ایم چون هشت سال طولش دادیم!!!!

امثال ما توی این هشت سال جنگ همه چیز برایمان  گل و بلبل بوده و زیر باد کولر گازی بوده ایم. نه شهیدی ، نه جانباز و جراحتی ، نه زن و بچه و خانواده ای که دلتنکشون بشیم وآن حق ماموریت با مبلغ صفر و حقوق پرداختی معادل یک کارگر ساده آنقدر برایمان منافع داشت و دلمان را برده بود که هشت سال جنگ را کش دادیم.!!! 

پرونده های خاک خورده ای که از وزارت صنایع میشود بیرون آوردرا بررسی کنید ، ببینید وقتی ما در  ازجبهه ها بدون اسلحه بخط دشمن می‌زدیم ود سلاح و تجهیزاتمان همه غنیمتی عراقی بودو اگر کمکهای مردمی نمی‌رسید کمترین امکان گذران امور روزمره را نداشتیم ، چه کسانی بیشترین منافع را برده اند..

وام‌های موافقت‌های اصولی به چه کسانی داده شد و چطوراز میان آنها  پدر سوخته های ابر پولدار امروزی درآمدند , جالب اینجاست که نخست وزیر وقت ،علنا در مناظره تلویزیونی انتخابات ریاست جمهوری بگوید ، ما پشت جبهه را آرام نگاه داشتیم تا شما به جنگ برسید!!!!.

وقتی تموم  توجه ما به دفاع بود، آنها موافقت اصولی با وام دلار هفت تومان گرفتند و پول ریالی خرید دلار را هم وام ریالی پانزده ساله با پنج سال استراحت و سود سه درصد تامین کرد و درآمدهای کلان بجیب زدند، نه خو دشان نه بچه هاشان پایشان هم به جبهه نرسید.

دوستانی دارم تحصیل کرده و از نخبگان صنایع کشور هستند که یکی از آنها می گفت سال ۶۷ برای گرفتن موافقت اصولی به وزارت صنایع مراجعه کردم دیدم دیگر خبری از دلار ۷ تومانی نیست.

وقتی آن را مطالبه کردم به من گفتند دلار هفتم ۷ تومانی دیگر مرد تا حالا کجا بوده اید عرض کردم جبهه بوده ام حالا که جنگ تمام شده آمده ام پا در پیشبرد اقتصاد کشور کمکی کرده باشم به من گفتند باید یکی از شما میامد و میگرفت، 

عرض کردم ، ما در امورجنگ مشغول بودیم و انتظار داشتیم کسانی که متصدی امور هستند، منافع ما را حفظ کنند،مسئول مربوطه فقط پوزخندی تحویلم داد.   درحال حاضر این ابر رانت خواران،گردنشان آنقدرکلفت شده که باتبرهم قطع نمیشود.

اینهاآنچنان برتمام ارکان اقتصادکشور نفوذدارندکه باپوشش رسانه ای قوی خود،مردم ناآگاه را با استادیوم مختلط،کنسرت وآزادی دختروپسر،اغوا ویاخطر موهوم دیوار کشی درپیاده‌روهارا یایادآوری میکنند.

درچهل سال گذشته،بدلیل سلطه اقتصادی،جوسازی و عملیات روانی این قشر منتفع، معمولا بخش قابل توجهی ازمردم به لیست اینها رای داده یا قهر می‌کنند!!!

به حول و قوه الهی خوابشان را بهم خواهیم زد ، تفکر شهید بهشتی هنوز هم زنده است.


برچسب‌ها: اقتصاد مقاومتی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 5:1  توسط غلامرضا   | 

در فضای مجازی مطلبی با تیتر شروع و پایان زیر خواندم:
✍: 
دو کشور به نام «ایران» وجود دارد:

الف: کشور ایران اسلامی
ب: کشور ایران وطن من 
تفاوت زیادی بین مردم دو کشور «ایران اسلامی» و «ایران وطن من» وجود دارد

@NinaYevsky

آدرسش را هم گذاشتم تا هرکس کنجکاو بود برود تمام متن را بخواند.
 در این متن با یک صف کشی عجیب مصادیق اعضا ایران اسلامی را شامل تمام پدر سوختگی های ممکن در فساد اداری و اجرایی کشوردانسته و معرفی کرده و در قسمت مقابل یعنی ایران وطن من ، تمام مشکلات و معضلات موجود که مردم جامعه با  باآن روبرو هستند را بزرگنمایی و زهر دار اقشار عادی جامعه برشمرده است. 

ایکاش در معرفی قشر عادی جامعه رعایت انصاف را میکرد ، چون این مشکلات متعلق به تمام مردمی است که از آن پدر سوختگی های موصوف در قشر اول بری بوده اند.

بصورت شیطنت آمیز و مغرضانه ای در قشر ایران من مشکلات همگانی این قشر را متعلق به کسانی دانسته بود که مثلا مخالف کمک ایران به کشورهای فقیر و جبهه مقاومت هستند و یا می‌گفت تلویزیون ملی ندارند که واگوی حالت آنها باشد و یاهیچکس جرات حذف زدن ندارد و...

پس سیصد هزارتا شهید و بیش از یکملیون ایثارگر که چهل ساله برای امنیت زن و بچه هردو گروه بالا  صف کشی کردید و ازهمه چیزشان گذشتن ، بوق بودن که توی هیچکدوم از این صف بندی نیومدن.

یا مثلاً امثال ما که چهل ساله جوونی خودمون را و تمام وقت ، برای ارتقا علمی کشور تلاش کردیم و دنیا میدونه دسترسی به دانش پیشرفته  بومی که تنه به قدرت اول دنیا میزنند را برای ایران فراهم کردیم کشک هستیم که بماها یه اشاره سر سری هم نکرد؟

میبینید فقط با مصادره لفظ اسلامی برای یک مشت پدرسوخته در گروه اول ، دل اینایی که آدم حسابشون نکردن رو میخوان بسوزونن !!! 

قشر انقلابی و صادق کشور هم ناچاراست بین ایندو صف بایستند  و قائده بازی رو بهم بزند ، مطمئنا تا قشر انقلابی کشور رو تو بازی حساب نکنن ، دو طرف به نتیجه مطلوب نمی‌رسند .

اینا میخوان بگن مردم عادی و عوام که نه توی جنگ دخالت چندانی داشتن و نه توی حفظ امنیت  و نه توی رشد علمی کشور دخالت داشتن( که حتی آدم کورهم می‌دونه نشت و سرریز صنعت نظامی کشوره ) یکطرف معادله هستن و طرف دیگه یه مشت پدر سوخته (با مصادره ناحق پسوند اسلامی )

ولی اونایی که این متون رو مینویسند،اینقدرنمیتونن بفهمن ، این بازی نمیتونه تا وقتی با حرفهای پوپولیستی تلاش میکنن قشر خنثی و کم تاثیر کشور رو بکشن وسط ، فقط بحران و انهدام پیش میاد و چیزی حل نمیشه !!!

این احمق ها نمی‌فهمند باید با قشر انقلابی کشور هم کنار بیان و به یک مفاهمه مشترک معقول برسن نه اینکه قلوب اینها رو بیشتر جریحه دارکنن.

مگر طرفداران انقلاب اسلامی، این پدر سوخته هایی که اوصافشون رو در بند اول آوردنپ را قبول دارند و یا اصلا تا حالابه این غارتگران بیت المال و رانت خواران رای داده اند؟

این پدر سوخته های فاسد کشور اگه به قدرت رسیدن و میگویند حقمان را از سفره انقلاب برمیداریم، حاصل نادانی و جوگیری و انتخاب غلط قشر دوم بوده است.

اینایی که این متون رو مینویسند یا میپسندند ، یا مامور اطلاعاتی دشمنان این کشورند یا ساده لوحانی که مصالح کشور را درک نمی‌کنند.

واقعاهنوز نفهمیده اند صدها هزار نفر تا حالا برای اسلامی ماندن ایران جان داده اند و اگر قرار شود از سر پیونداسلامیت ایران ذره ای عقب نشینی شود ، میلیونها نفر هنوز هستندو ممکنست به سیم آخر بزنند که بخش ایران متصف به اسلام را با صفات آنچنانی معرفی میکنند.؟

اگر دوستدار ایران هستند ، باید کمی بیشتر فکر کنند، کمی تعقل در زمینه حرفهایی که میزنند و مراقب باشند که صف کشی های آنها ممکنست چقدر شکاف ایجاد کند.!!!


برچسب‌ها: جنگ روانی, صف کشی های آخرالزمانی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 3:27  توسط غلامرضا   | 

سلام ،در واکنش به خبر سامانه کرونا باب دانشمندان بسیجی کشورمان ، برخی محافل یه خورده ناباورانه و برخی طنز آلود مطالبی نوشتند.

  در حالت اصولی چنین سامانه ای  واقعیت دارد. ایران مدتهاست که شبیه این سامانه را برای شناسایی مواد منفجره در خودروهای با قصدعملیات تروریستی ساخته است .

کسانیکه به زیارت بقاع متبرکه در عراق مشرف شده اند. حتما باید متوجه ماموران امنیتی خاصی که یک چیزی مثل آنتن معمولی دست گرفته اند و کنار خودروها در ایستهای بازرسی میان راه کنار خودروها با رفتاری غیر عادی قدم میزنند ، شده باشند.

این سامانه ها شبیه هم هستند و میتواند توسعه پیدا کند که الحمدلله برای کرونا مفید واقع شد . اساس کارکرد این دستگاهها شبیه شامه سگ است و میتواند بوهای مختلف را در حافظه خود نگاهداری کند و به آن معرفی کرد تا  هنگام مواجهه با این بو ها ، آلارم بدهد.

فناوری را فقط دوسه کشورجهان و در صدر آن آمریکائیهادارند و باعث افتخار است که نه تنها برای شناسایی مواد منفجره به آنها رسیده ایم ، بلکه آنرا ارتقا داده و علیه خطرات حملات بیولوژیک هم مجهز شده ایم.

اطلاع ندارم آمریکائیها این محصول را ارتقا داده اند یاخیر ولی اعلام آن برای اولین بار توسط ایران حکایت از رشد بالای تکنولوژیک کشورمان دارد حتی اگر برای کرونا نتواندمفید واقع شود.

برخی هم چون هنوز وزارت بهداشت ، این سامانه را تائید نکرده ، ذوق مرگ شده اند و آنرا ادعایی واهی و غیر کاربردی میدانند، این یک امکان است و باید به آن ف صت داد تا در معرض آزمون و خطا قرار. گرفته و مجال تکمیل و اصلاح و توسعه داشته باشد.

 وزارت بهداشت از پروتکل های خودش که باید با سازمان بهداشت جهانی ، همگام باشه ، نمیتونه تخطی کنه و سیر اداری اینکار یک روال خاص داره که باید طی بشود .

 خارج از این روال ، وقتی اعلام میشود با دقت بالای ۹۰ درصد ، نیروهای امنیتی یک کشور میتوانند مکان یا اشخاص مشکوک به این بیماری را شناسایی و به مجاری منطبق با آن پروتکل ها برای راستی آزمایی معرفی کنند ، یک تحول عظیم در مهار بحران است و چرا نباید حمایت شود؟.

بیخودی بعضی ها فکر میکنن اعلام این تحول باعث آبروریزی ریزی مملکت است زیرا این ابزار مدتها قبل هم در کشور برای پیدا کردن گنج مطرح شده است. بفرض محال هم که وزارت بهداشت آنرا تائید نکند، این ابزار ،اگر ده درصد ادعای خود را اثبات کند، هزاران برابر بهتر از تب سنج و پروتکل های زمان بر خارج از آزمایشگاه شناسایی بیمار است.

درروشهای جاری ، ناقلین قابل شناسایی میدانی نیستند و افتخار تولید و توسعه داده شده توسط بسیجیان که موردحمایت توسط سبز پوشان گمنام کشور قرار گرفته، اینست که با دقت بالایی میتواند سطوح و افراد حامل ویروس را شناسایی و غربالگری کند.

اگر سطوحی را آلوده تشخیص داد ، رفع آلودگی شود ، ضرری ندارد و اگر از بین یکصد نفری که احتمال داده حامل ویروس هستند حتی نیمی از آنها با پروتکل های وزارت بهداشت ، اثبات شود ، تحول بزرگی در غربالگری است ، چه رسد باینکه میگوید بالای ۹۰ درصد.

به ناباوران کشور عرض میکنم،لطفا حرف خوب را نگاه نکنید چه کسی میگوید که واکنش ایدئولوژیک شما مانع از گوش کردن و فهم آن شود ، ببینید چه میگوید ، حتی اگر دشمن شما باشد.

سلامی هم عرض کنیم خدمت عزیزانی که در کشورمان ناباورانه ایران خریدار سلاحهای آمریکایی در زمان شاه را نماد اقتدار می‌دانستند .!!!! امثال این حرکت‌ها و تائید و حمایت از آن، نماد خود باوری کشور است .


برچسب‌ها: جنگ
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 2:52  توسط غلامرضا   | 

در خبرها خواندم برخی کشورهای بلوک غرب برای حمایت از صنایع خود در تدارک وام‌های اضطراری هستند و برخی هم بنوعی این مطالبه را در کشورخودمان  را تبلیغ ومشغول ترویج و مشروعیت دهی در اذهان عمومی میباشند. 

درست است که در دوران پسا کرونا ، کشور ما هم نیاز به یک بسته حمایتی دارد ولی درکشورهای پیشرفته مفهوم وام دادن با آنچه در کشور ما اتفاق میافتد تفاوت اساسی دارد و لذا تقلید روشهای آنها باید توام با تغییر  زیر ساخت های فعلی بانکها باشد.

وام سیستم ربا خوار بانکهای جمهوری اسلامی با سود های عجیب و غریب ، زندگی و کسب و کار وام گیرنده را آلوده و دچار مشکل میکند. 

بنظرمن باید بانکهای کشور منحل و مصادره  شوند، عدم وجود چنین سیستم مالی ظالمانه‌ای ، منفعت بیشتری برای کشور دارد.

این بانکهادر عرض ۱۵ سال گذشته ، نزدیک ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومان خلق پول کرده اند و نقش مستقیم در انباشت نقدینگی و تولید ثروت بدون پشتوانه کاذب دارند.

یک مقاله ای در همین وبلاگ در اینباره وتحت عنوان سلطه دلار نوشته ام، شاید یکی از مصادیق بارز آن ، همین بانکهای کشور باشند. 

این بانکها با خلق پول کاملا منفعت طلبانه و بدون پشتوانه خود ، در حقیقت پول جعلی تقلبی وارد سیستم گردش مالی کشور نموده و بدینوسیله بدون زحمت ، در پول پشتوانه دار واقعی مردم ، ناجوانمردانه شریک و ارزش محتوایی پول مردم را کاهش میدهند.

تمام بدبختی صنعت و توسعه کشور زیر سر بانکها اعم از دولتی و خصوصی است ،تولید ثروت فقط با تولیدکالا و خدمات امکان پذیر است و امروزه دیگرحتی طلا هم نمی‌تواند چندان پشتوانه خوبی برای نقدینگی باشد. 

بانکهای کشور بنحوی نقش پول شویی ثروت‌های بادآورده آورده بعضی هارا نیز ایفا میکنند، اینکه با وام‌های کلان به افراد خاص و حتی بدون اخذ وثیقه کافی ارز برای واردات داده میشود یعنی چه؟

درواقع این امکان داده میشود تا در زمانهایی کاملا مهندسی شده ، واردات کالاهایی انجام شود که ناگهان ارزش آنها در بازار کشور چند برابر میشود.

بافروش کالاهایی با تقاضای کاذب، نقدینگی سالم کشور که ناشی از تولید است را بسرعت جذب و تبدیل به اموال یا پول پاک میکنند ، اینکار عملیات سازمان یافته مخرب نیست؟معنی دیگر جز پول شویی دارد؟ 

پیشنهادمن مصادره تمام بانکهای کشور اعم از دولتی و خصوصی و توزیع اموال و دارائیهای آنها بالسویه بین مردم کشوراست.

بسیاری از سپرده های کلان موجود در این بانکها متعلق به بانکی یا موسسه خصولتی دیگر است!!! سپرده میگذارند تا بخاطر عدم توانایی باز پرداخت سود ، سپرده گیر  وادار به خلق پول شده و انباشت پول برای سپرده گذارهای کلان فراهم شود. 

بایدزد زیر میز و به تمام آنهایی که بیش از رقمی معقول متناسب با فعالیت سالم آنها بنام افراد هر خانواده سپرده گذاری دارند، فقط اصل پولشان ، بیشتر از سهمی در فرآیند مصادره بانکها بالسویه تعلق  میگیرد پرداخت شود. 

بایدبانک مرکزی مجوز تاسیس بانکهای واقعی جدید آنهم فقط خصوصی را بدهد، اموال و دارائیهای سهامداران این بانکها در اختیار بانک مرکزی بصورت وثیقه بوده و فقط امکان مشارکت در تولید داشته باشند.

بایدبه سپرده ها اگر مالیات هم تعلق نگیرد ، حداقل حق العمل ماهیانه فرایند نگاهداری پول توسط بانک از سپرده ها کسر شود .

دراینصورت کسی انباشت پول نخواهد کرد و میداند نگاهداری پول مثل نگاهداشتن ذغال داغ در دست است وباید فورا نقدینگی حاصله را در کارهایی موجه بکار بیاندازد . 

درشرایط فعلی کشور ، اگر دولتها واقعا میخواهند به صنایع کشور کمکی کرده باشند ، تنها راه موثر برای جهش تولید، پرداخت مبالغی ولو بسیار اندک بصورت نقدینگی سالیانه بلا عوض و در ازا هر کارگر شاغل به صاحبان بنگاه‌های اقتصادی و تولیدی است.

اگر دولتها این امکان را ندارن، که دارند ، بهتر است فقط نرخ برابری ریال به ارزهای خارجی رابه همین منوال دوسال اخیر که به لطف استکبار جهانی در کشورواقع شد را رها نموده و دستکاری ننمایند تا واردات دوباره بصرفه نشود. 

دادن هرنوع ارز حمایتی بجز در موردکالاهای ضروری فوری مایحتاج عمومی مثل شکر ، کندم ، برنج ، روغن و... که نبود مقطعی آن بحران زا است ، به هر شکلی ممنوع شود.

دولتهابهتر است غیر از دو مورد سلبی بالا درهیچ کار اجرایی دیگری دخالت نکنند ، صنایع را بحال خود واگذارند، کاری بکارشان نداشته باشید ، فقط بنشینید از روی گردش مالی آنها مالیات بر ارزش افزوده خودتان را بردارید ، آنها راهشان را پیدا میکنند


برچسب‌ها: اقتصاد مقاومتی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۹ساعت 1:46  توسط غلامرضا   | 

در چند سال گذشته بارها از کسانی شنیده ایم که مثلا برجام سایه جنگ را از کشور دور کرد و مردم را از جنگ می ترسانند چرا ؟ چون جنگ فقط خرابی ندارد ، مرگ هم دارد!.

ازطرف دیگر آنقدر حس پوچی زندگی و ترس از مرگ را در بین مردم ترویج میکنند که مثلا در همین بیماری کرونا ، ترس از مرگش بیشتر از خودبیماری مردم را به زحمت انداخت.

برای اینکه مبادا بمیرد و چند روز بیشتر به زندگی ادامه بدهند ، تن به هر سازشی میدهند، دچار افسردگی میشوند، دچار افت راندمان و ناهنجاری های عجیب و غریب شده و اگر راه برون رفتی نیابند، آخرش با خودکشی خود را خلاص میکنند. 

اینهابا تفکرات اسلامی ما انطباق ندارد . در فرهنگ اسلامی ، دنیا را مزرعه آخرت میدانیم ، دنیا زندان مومن است ، از نظر مومنین ، مرگ آغاز زندگی واقعی است.

وقتی امیرالمومنین سر نماز از ابن ملجم ضربت میخورد ، میگوید به خدای کعبه که رستگار شدم. عجب ، همه دنبال یک روز بیشتر زنده ماندن هستند و مومنین واقعی دنبال مرگ میدوند تا او را در آغوش بکشند.

از شهید سلیمانی روایت شده است که در جواب دوستانش که دعا میکردند سایه او بر سرشان مستدام بماند و سالها برای کشور بیشتر مفید باشد ... گفته است که من میخواهم مرگم برای انقلاب حداکثر تاثیر مثبت را بگذارد و در حوادث پیش رویمان احساس میکنم اگر زودتر شهید شوم تاثیر گذاری بیشتری دارم تا اینکه چند سال دیگر باشم و بر اثر کهولت بمیرم.

نگاه کنید چقدر دیدگاه به مرگ متفاوت است. با پیرمردی شوخی میکردم ، خدائیش مردمومن و خوبی است ، دلش هم با انقلاب است ، خواستار انتقام از قاتلان شهید سلیمانی بود .

به او گفتم ، تو که عمر خود را کرده ای و به آخرت هم امید داری ، بیا راهی جلوی پایت بگذارم تا مقامت نزد خدا بالاتر برود ، گفت چه کنم ، گفتم کسانی را میشناسم که می‌توانند بفرستند شما را در مرکز تجمع دشمن ، و به شما جلیقه انفجاری میبندند ، خودت را آنجا منفجر کن و به شهادت برس و انتقام هم بگیر.

دیدم چشمهایش دو دو میکند و زبانش بند آمد و سر بزیر انداخت و زیر لبی گفت نمیتوانم. این است روش شناخت عیار مومن. ‌در تفکر اسلامی جهاد یکی از مهمترین دربهای بهشت است.

بقول شهید چمران وقتی شیپورهای جنگ زده میشود ، میتوان مرد را از نامرد باز شناخت. اسلام نه خواستار جنگ است و نه میخواهد مومنان را الکی از دست بدهد.اما اختیار آغاز جنگ دست مومن نیست و مومن همیشه دفاع کرده است .

تفکر جنگ طلبی متعلق به انسانهایی است که منطق ندارند ، کسانیکه هرگاه قوی شدند ، حق خود میدانند که به سایرین تجاوز و تعدی کنند. برعکس آن ، مومنان همیشه مدافع خلایق هستند.

فرهنگ اسلامی نه تنها گرفتن جان نفسی را معادل کشتن بشریت میداند که حتی روا نمی‌دارد به حیوان و گیاه و طبیعت هم آسیب برسد. هرگاه مومن قوی شد ، تمام انسانهای اطراف او احساس امنیت میکنند.

مومن هیچگاه قصد مردن و خودکشی ندارد و تلاشش بر زنده ماندن است ولی از رفتن به کام مرگ هم نمی‌ترسد و اعتقاد دارد اگر زمان مرگش رسیده باشد ، در جبهه نباشد ، در شهر خودش خواهد مرد و چه بهتر که با عزت بمیرد.

مومنان با درجه بالایی هم هستند که اختیار زمان و مکان مرگشان را بدست میگیرند و البته باذن الله مانند پروانه ای آنقدر بر گرد شمع میگردند تا بسوزند.

نگاه به مرگ نگاه ترسناکی نیست ، مرگ سراغ همه میآید ، آنکسی که حسابش پاک باشد ، هرلحظه آماده است و ترسی ندارد و اتفاقا همین آرامش، مرگ را از او دور میکند .

آنکه حسابش خراب است و یا ایمان به آخرت ندارد، در هردو حال احساس باخت دارد و میترسد. جالب اینکه دسته دوم معمولا غافلگیر میشوند و هنگام مرگ آرامش ندارند.

بفرمایش حضرت علی ع در دنیا طوری زندگی کنید که شاید سالیان دراز باید در آن زندگی کنید و طوری آماده مرگ باشد که ممکنست بزودی مجبور شوید از این دنیا نقل مکان کنید.


برچسب‌ها: جنگ روانی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۹ساعت 3:6  توسط غلامرضا   | 

  در فضای مجازی یکی از دوستان برایم متنی با محتوای زیر فرستاد که در آن عملکرد دولت ایران و آمریکا در حمایت از مردمشان در مقابله با کرونا را اینطور تحلیل میکرد:

«در آمریکا هر خانواده چهار نفره ماهی سه هزار و چهارصد دلار دریافت می‌کنه که به دلار شونزده هزار تومان به عبارتی میشه نزدیک به پنجاه و دو ملیون. اونوقت این دولت ما نفری چهل و پنج تومن یارانه میدن خودشون رو دارن دار میزنن.»

عرض کردم این حرف انصاف نیست ،اگرچه من هم عملکرد و این تصمیمات دولت را قبول ندارم ولی دندان سفید خر مرده را هم باید ببینم. 

در آمریکا خط فقر ، ماهیانه ۵۰۰۰ دلار است یعنی اگر زیر این بگیرید ، زندگی معمولی یک آمریکایی را ندارید ، به پول امروز ما میشود ۸۰ ملیون تومان .

در ایران خط فقر زیر ۴ ملیون تومان است ، خیلی ها هنوز با حدود دو ملیون تومان امور میگذرانند. باید دید با این پولی که آمریکا میدهد ، چقدر امورات مردمش و در چه سطحی از رفاه میگذرد. 

من نمی‌گویم عدد یارانه ایران خوبست ، من نمی‌گویم این وام مسخره دولت کارگشاست ولی میدانم ، آمریکا کشور اول اقتصاد و ثروت دنیاست و پولهای ایران را بلوکه کرده نمی‌دهد .

کشورهای دنیا از او می‌ترسند و علیرغم عدم منع قانون بین المللی ، بخاطرتهدید منافعی که ازتجارت با آمریکا دارند، از تجارت با ایران میترسند و کشور در تحریم شدید درآمدی است. 

خلاصه اینکه باید دید وضع مالی و امکانات خزانه و منابع ارزی ایران اجازه کارهای بهتر از این را میدهد یا خیر.


برچسب‌ها: اقتصاد مقاومتی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۹ساعت 14:28  توسط غلامرضا   | 

این در پیام تلویزیونی پخش  مستقیم مقام معظم رهبری بمناسبت نیمه شعبان امسال ،خیلی کوتاه اشاره به یک معنای بزرگی فرمودند . عبارت پایان تاریخ.

توضیح خیلی کوتاهی هم در این باره دادند ، پایان تاریخ به معنی این نیست که دنیا نابود میشود ، به معنی این است که بسیار متفاوت از آنچه تاکنون بشریت در تاریخ دیده است شروع می شود.

تابحال خیلی سعی شده است آخرالزمان را با حوادث تلخ و انهدام های وسیع در اذهان عمومی ترسیم کنند و این بشریت را به سمت یک نوع نگرانی و اکراه از وقوع آخرالزمان پیش برده است .

در حالی که این تعبیر حضرت آقا یک امید بزرگ را برای بشریت نوید می دهد و آن این است که با پایان تاریخ شاهد ارتقاء عظیمی در روابط انسانی ، خوبی ها و قسط خواهیم بود.

این گفتمان زیبایی است تا به حال از ایشان نشنیده بودم، بیان این مطلب در این برهه از زمان بسیار کارگشاست. ترویج این گفتمان برای حوادث ظهورمیتواند افکار عمومی جهان را برای یک تحول بزرگ آماده کند. کاش در این باره بیشتر صحبت می‌کردند.

یکی از جلوه هایی که تاکنون در تاریخ بی تکرار بوده است راهپیمایی عظیم اربعین است این گردهمایی بزرگ کاملاً خودجوش بوده ، برنامه ریزی و تامین هزینه های آن به عهده مردم است.

در اربعین تمام جلوه های زیبایی که در این سخنرانی به آن اشاره شد ازقبیل برابری نوع دوستی، همکاری، تعاون تحمل سختی هاو ایثار به خاطر یکدیگر،  بذل و بخشش آنچه که دارد برای سایر زائرین،و دهها جلوه زیبا از امکان تعامل انسان‌ها با یکدیگر را شاهد هستیم.

بنظر می‌رسد مردم باید در تمام تعاملات روزمره خود ، دیدگاهی شبیه رفتار مردم در همایش بزرگ اربعین داشته باشند تا انشاالله شاهد ظهور یک جامعه مهدوی باشیم.

مابرای اینکه ارادتمان به امام زمان ثابت بشود، بایستی صحنه‌ها و جلوه‌هایی از جامعه‌ی مهدوی را خودمان به وجود بیاوریم.

مقام معظم رهبری در گوشه ای از سخنرانی خود به همین مناسبت، خواهان رسیدن مردم به سطحی از الزامات شدند تا امکان وقوع جامعه مهدوی فراهم شود.

ایشان میفرمایند ؛ جامعه مهدوی جامعه قسط است،عدل است و جامعه عزت است ،جامعه علم است ، جامعه مواسات.

اینهارا باید در زندگی خودمان تحقق ببخشیم، به قدر امکان خودمان.

این ما را به جامعه مهدوی نزدیک می‌کند.

واقعیت اینست که بعضی از مردم هنوز در لاک ذهنیت های زمان جاهلیت هستند و پر رنگ کردن اربعین را با توجه به محوریت عراقی ها و متاسفانه دیدگاه قشری از اعراب حتی شیعه در بالا بردن نقش اعراب و تحقیر ایرانی ها و یا عدم همراهی با اهداف انقلاب اسلامی ، وجود دیدگاههای متفاوت موجود در اربعین را با نماد عزت ایرانی در تضاد میدانند.

حتی متنی را در فضای مجازی خواندم که از قول یکنفر که به مناسک اربعین رفته بود منتشر شده بود و در آن می‌گفت با یک عراقی مواجه شده بود که میگفته تمام اعتقادات دینی شما ، حتی نامتان از ما اعراب است و از خود و اصالتتان چیزی ندارید.

دشمن انگشت میگذارد روی حساسیت‌های قومی و طائفه ای مردم ، اینکه به آنها بگوید دین شما وارداتی است ، شیعه حاصل یک کار سیاسی بعد از صفویه است و... میخواهنداربعین و وقوع جامعه مهدوی را تضعیف کنند.

 دین اسلام مگر مال عربهاست؟ مگر خدای قرآن عرب است؟ مردم ایران با اختیار و علاقه بعد از ظهور اسلام ، این رویه را انتخاب کردند.

حتما میدانید که شیعه بودن هم تا سیصد سال پیش در  کشورمان جرم بوده و بد سنی ترین آدمها بر این کشور حاکم بوده اند، هرکس کربلا زیارت میرفته اذیت و آزار میشده است.

پس اینکه ملتی از یکطرف از حکام آزار میدیده و از طرف دیگر در خفا اعتقادات پاک خود را حفظ می‌کرده ، نشان از شناخت و اعتقادات عمیق دارد وگرنه می‌توانست بجای اعتقاد مخفی به تشیع ، همان آئین زرتشت خود را حفظ کند.!!!!

جامعه مهدوی جز با دور ریختن تفکرات طایفه ای و قومی و جاهلیت اتفاق نمی افتد ، اهداف بلند جامعه ای که قرار است پس از پایان تاریخ لیبرال دمکراسی غرب اتفاق بیفتد، نیاز به دیدگاه بسیار رفیع و بلند نظری دارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۹ساعت 3:21  توسط غلامرضا   | 

به اعتقاد من پیش بینی اتفاقات اقتصادی امسال کار بسیار سختی است و حتی اساتید بزرگ اقتصاد هم نمی‌توانند پیش بینی درست داشته باشند.

فرضیه اول : ممکنست امسال پول در دستان شما مثل ذغال داغ باشد یعنی دائم با خطر کاهش ارزش آن روبرو باشیم .

ظاهراتورم در برخی کالاها قطعی است که بیشتر در مورد کالاها و خدمات مایحتاج عمومی ظهور دارد و البته دولت میتواند با نرخ گذاری ، نظارت و حتی سهمیه بندی آنرا کنترل کند.

قطعا میزان تاثیر تورم در تمام شاخه های اقتصاد کشور یکسان نخواهد بود زیرا بسیاری از کسب و کارها ممکنست به رونق کافی نرسیده و یا با افت شدید مواجه شوند .

احتمالابرای جامعه درگیر با این رکود در فروش کالا، کاهش درآمد خواهیم داشت و ‌پول کافی برای مبادله و خرید بسیاری از کالاها ، موجود نخواهد بود. باکم شدن تقاضا برای خرید این کالاها ، پتانسیل رشد قیمت آنها نیزکاهش خواهد داشت. 

بنابراین احتمالا برای اقلام مورد نیاز خانوار ، نه تنها ممکنست با کنترل نسبی قیمتها ، چندان پرشی دیده نشود ، بلکه در کوتاه مدت ممکنست بسیاری از اقلام  غیر ضرور خانوارها ، با کاهش قیمت هم روبرو شوند .

البته این اقلام قطعا در ششماهه  دوم سال ، همزمان با حرکت بسمت عادی شدن بازار، پرش قیمت جهشی خواهند داشت.

جمع بندی فرضیه اول اینکه تورم قطعی است ، دولت چاره ای جز اعمال فشار و کنترل بازار نخواهد داشت ، چندان امیدی به سود سرشار برای تولید کنندگان مایحتاج عمومی وجود ندارد ، اگرچه ناچار خواهند بود تا بوق سگ کارکنند. 

دربخش خدمات مربوط به مایحتاج عمومی هم بازاری متشنج با قیمتهای پر نوسان روبرو خواهد بود . صاحبان این بنگاه‌ها بدلیل امکان کاهش اجباری تقاضا از  طرف مشتریان ،ناچار به خوردن یک شب پلو و یک شب نان جو شوند. 

درسایر صنایع تقریبا تنها راه نجات ، حفظ بخشی از نقدینگی لازم در تامین بالاسری خود برای عبور از رکود ششماهه اول و آمادگی برای مواجهه با امکان وقوع فرضیه دوم میباشد.

فرضیه دوم :تامین نقدینگی و ایجادشتاب در تولید است. نقدینگی موجود درکشور بسیار بالا است که عمده آن نزد اقلیت کوچکی است، اگر جوانمردانه آن را در خدمت تولید قرار دهند ، کشور با یک رشد غیر قابل باور اقتصادی در عرصه جهانی روبرو خواهد شد.

متاسفانه عمده این نقدینگی نزد افراد شرور فرصت طلبی است که طالب درآمدهای سرشار بیزحمت هستند و تجربه نشان داده است که دنبال تولید که مقوله ای پر دردسر و دیر بازده است نخواهند رفت.

متاسفانه این نقدینگی میتواند همراه با شیطنت وبصورت کنترول شده در بازار نقش منفی بازی کند . در اینصورت دارندگان کالاهای فروش نرفته و اموال غیر منقول که برای ادامه کارها پول لازم میشوند ، با خطر بز خری! روبرو خواهند شد.

بنظر می‌رسد لااقل در ششماهه اول سال جاری این بازار کاذب رونق بگیرد ، یعنی گروهی با قیمتهای خیلی خوب مالک کالا و اموال شوند و گروهی مفت فروشی کنند.

آنچه مسلم است هر که بتواند برای فروش زیر قیمت کالاها و اموال غیر منقول خود بیشتر مقاومت کند، در پرش قطعی ناشی از رها شدن فنر فشرده مانده شده قیمتها ، ارزش موجودی خود را بیشتر حفظ خواهد کرد. 

نکته اینکه در برخی کالاها و اموال ،گروهی  برای تامین نقدینگی تولیدات جاری خود چاره ای جز بز فروشی نخواهند داشت .چاره اینکار توزیع و بهره برداری اشتراکی امکانات و توان مالی صاحبان این کالاها و اموال بصورت ضربدری است. 

تشکیل تعاونی های با طیف گسترده کالا و خدمات ،نسخه موثری برای جلوگیری از خرد شدن و بز خری اموال و مالکیت بنگاه‌های پول لازم کوچک است. 

دراین تعاونی‌ها با ایجاد نوعی سیستم ارزش گذاری غیر نقدی یا پایاپای کالا و خدمات ، زنجیره ای ازتامین نیازمندیهای تمام بنگاهها از طریق امکانات مازاد یا قابل ارائه سایر  حلقه های مختلف داخلی آن بصورت پایاپای قابل تامین میشود، بدون اینکه لزومی به حضور نقدینگی زیادی احساس شود. 

درهر حال بنظر می‌رسد با توجه به فرهنگ غلط ناتوانی کار تیمی و گروهی در کشورمان ، شیطنت های صاحبان نقدینگی موجود بتوانند ضربات سنگینی را بر قشر مولد متوسط کشور وارد کنند. 

پیشنهاد دوم تعدیل امکان سواستفاده این شیاطین در روند تولید است. انجام کار گروهی ساده تری که آن مشارکت با بنگاه‌های پول لازم می‌باشد ، با تجمیع نقدینگی های کوچک و پراکنده ، مشکل منابع مالی بنگاه‌های پول لازم قابل حل است .

ازهمین الان با تشکیل صندوقهای سرمایه گذاری صنفی یا فامیلی مشترک اقدام به یارگیری کنید. با تجمیع نقدینگی های کوچک یابلا استفاده و حتی کم و بی ارزش اعضا، با هر مبلغی که جمع آوری شد ،اقدام به انجام شراکت منصفانه با این دسته از بنگاه‌ها که ناچار به بز فروشی هستند، بشوید.

 بااین همدلی و نوعدوستی خداپسندانه،باایجاداین تشکلها،علاوه برسود سرشاری که تا پایان سال خواهیدبرد،مانع از فرو پاشی خانواده های بسیاری می شوید.

امسال سالی مملو از تهدید و فرصت است ، فرصتهای صادراتی را نباید از دست داد، اقتصاد دنیا بمراتب بدتر از اقتصاد ایران دچار شوک خواهد شد که در اینباره نیز به تبادل نظرخواهیم پرداخت. 

در یک کلام اگر بتوانید گروهی کار کنید ، تهدید ها به فرصتهای طلایی تبدیل خواهد شد.

 

 


برچسب‌ها: اقتصاد مقاومتی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۹ساعت 16:13  توسط غلامرضا   | 

اصلا باورتان نمیشود،شرکای نظام سلطه بامحوریت آمریکا عبارتند از سرمایه داران بزرگ چند ملیتی و ناباورانه عرض کنم که عمده آنها چینی هستند و همچنین از بین روس‌ها ، عربها و طبعا سرمایه داران بلوک کشورهای  غربی نیزهستند که تا کنون آمریکا را سرپا نگاه داشته اند.

بزودی ناچار میشوند قید این بارسنگین پر تنش را بزنند و آنرا بحال خود رها کنند. خواهیم دید ، شرایط و تغیرات بین المللی آنقدر پیچیده و عجیب خواهد شد که تمام معادلات جاری بهم میزند. 

اخیرامخالفان سیاستهای جاری جمهوری اسلامی ، بسیارمتناقض  و عجیب حرف میزنند .  از یکسو میگویند ایران فقط بلد است سلاح بدهد تا نفوذش قوی شود و کار دیگری بلد نیست ، از اینکار چه نتیجه ای گرفته  و  چرا زیر ساختهای عربستان را میزنند که چی بشود و... از طرف دیگر قبول هم دارندکه زیر ساخت های عربستان پایه های اقتصاد فعلی جهان است و هرگونه تغییر در اقتصاد وابسته به تحولات در این منطقه است.

در جنگ با عراق، دیدند که هشت سال چقدر تلفات دادیم و آخرش هم دوباره سال ۶۷ با وجود قبول قطعنامه توسط ایران ،دوباره صدام بیشتر از روزهای اول جنگ از ما زمین گرفت و میدانند چقدر دشمنان ما مصمم به انهدام کشور میباشند ولی باز هم از تقویت بنیه نظامی کشور انتقاد میکنند.

 میگویند داریوش و کوروش و هخامنش و تجدید قدرت ایران باستان و ... باید دوباره بایداحیا شود ولی تعامل وجلب نظرقدرتمندان عالم و ایجاد بازار آزاد و قبول قوانین آنها باید اجرا شود تا با این کشورها وارد داد و ستد شد. اینها نمی‌فهمند اینکار جز با تسلیم شدن و تبدیل ایران به یک کشور معمولی و مطیع تصمیمات قدرتمندان عالم ممکن نیست.

میگویند چرا سرمان را پائین نمی اندازیم و زیرساختهای اقتصادی کشور را قوی نمیکنیم، مثل چین که گفت، من می‌خوام یک قدرت منطقه ای باشم و بعد که قدرتش تثبیت شد با سرمایه گذاری در کشورهای مختلف جهان داعیه قدرت جهانی کرد.

جالب است اینها که آروغ روشنفکری میزنند ،  اکثرا یاشرکت واردات کالا دارند، و یانزول پولهایشان را از بانکهای کشور میگیرند و حداقل منزل این‌ها مملو از کالای لوکس خارجی است. اینها اصلا اعتقادی به تولید داخل و انباشت ثروت ازطریق تولید ندارند. 

اینها پول بیزحمت میخواهند سفرو، ریسک پائین و سود سرشار، گردش و تفریحشان نباید قطع شود و... و نمی فهمند  کشوری مثل چین با تحمل فشار اقتصادی فراوان و از طریق تولید و فتح بازارهای جهان توانست به قدرت برسد.

مردم این کشور،کار ارزان و شبانه روزی پر راندمان میکردند ، مسئولین ضمن الویت به تولید داخل ، تقویت صادرات را سر لوحه امور مردم و مسئولین کشور چین قرار داده بودند.

 در تمام این مدت که اقتصاد چین شکوفا می‌شده است، مردم  ریاضت اقتصادی داشته اند ، آنها زیرساخت های مستقل صنعتی خود را تقویت کردندولی بازار کشورشان را در اختیار شرکتهای غربی قرار ندادند ، آنها در تمام این مدت نیروهای مسلح را نیز تقویت کردندو اتفاقا امروز بخش زیادی از صادرات کشور چین ، صادرات سلاح است.

دربهای امکان سرمایه گذاری داخل کشورشان را طوری باز کردند که بتوانند بر اقتصاد جهان مالک شود نه اینکه قدرتهای چند ملیتی، تمام اقتصاد کشورشان را قبضه نمایند.

میگوینداقتصادبا سیاست جور نمی‌آید!!!. خودشان را به ندیدن میزنند که تمام سیاستمداران عالم یا همان اعضای قدرتهای حاکم بر اقتصاد کشورها و دنیا هستند و یا عوامل خود فروخته آنها میباشند! شما بروید تاریخچه اکثریت روسای جمهور آمریکا را مطالعه کنید تا نقش لابی ثروت در تصرف کرسی های قدرت را ببینید.

میگویندنفوذ ما در منطقه چقدر  جیب مردم ایران را پر کرده است؟ یا با بی شرمی می‌گویند جوانان مدافع حرم مدافع بشار اسد بودند یا خدای ناکرده برای پول رفته اند. میگویند اینهاهرز رفته اندو برای منافع کشور تربیت و به کارگیری نشده‌اند.

اهمیت کار ایران در نفوذ منطقه ای، با بروز بیماری کرونا و لزوم قرنطینه کردن بیماران در مبدا، خودش را نشان داد. همه گفتند باید نمی گذاشتیم کسی از چین به ایران بیاید یا وقتی مثلاًدر شهر قم،  بیماری شیوع پیدا کرد، باید در همانجا با آن مبارزه تمام عیار میشدو مانع از از آمدن آن به سایر نقاط می‌شدیم.

 ایجاد داعش و تقویت تکفیری ها یک سیاست قطعی و غیرقابل اجتناب آمریکا و غرب بود که برای مهار ایران و جهان تشیع باید اجرا میشد. این که در این کشورهای همسایه ایران، با این سرعت این تفکرات سلفی گری ، تکفیری و نهایتا داعش رواج پیدا کرد نشانه وجود یک خطر ناشی از  تفکرات تاریخی  است که ربطی به جمهوری اسلامی هم ندارد.

دریکصد و پنجاه سال گذشته اولین بار،وسپس هشتاد سال پیش،دقیقا مشابه این حوادث در منطقه تکرار و هر بار منجر به قتل و غارت شیعیان همراه با نابودی بقاع متبرکه تکرار شده است، با این تفاوت که اینبار با ایجاد ایران مستقل و قدرتمند ، این خباثتها در نطفه خفه شد.

دلمبه حال شهدای مدافع حرم و خانواده های محترم ایشان می سوزد آنجا که حرفها شنیدند ، جنازه های جوانانشان یا نیامد و یا غریبانه و تنها دفن شدند. آیا به نظر شما باید صبر می کردیم دشمنان ما در منطقه قدرت گرفته و با آنها در مرزها یا خاک کشورمان مقابله می‌کردیم.؟

آیا میدانید خسارت‌های مادی ناشی از جنگ صدام علیه ایران بالغ بر هزار میلیارد دلار در سال ۶۷ برآورد شده است آیا تا امروز توانسته ایم مقدار کمی از آن را از هیچ نهاد بین المللی دریافت کنیم سود پول و افت ارزش آن پیشکش!

آیا جنگ با داعش داخل مرزهای کشورمان علاوه بر خسارت جانی به غیر نظامیان، انبوهی از خسارت مالی به تاسیسات و زیر ساخت های کشور را نیز مجددا به همراه نمی آورد.؟

به نظر شما در این گیر و دار مشکلات بیماری کرونا آیا صحیح است به کادر محترم پزشکی و پرستاری کشور بگوییم شما وظیفه تان را انجام می دهید، اضافه کاری و پاداش دارید و بابت این کار پول می گیرید؟

به نظر شما چه قدر دل آنها می شکند؟ وقتی به آنها گفته شود چه کسی از شما خواست بروید و جلوی این بیماری را بگیرید؟ بااینحال آنها با تحمل سختی کار فراوان ،مشکلات دوری از خانواده، ریسک بالای امکان ابتلاء و حتی شهادت، در بیمارستان ها جلوی بیماری را بگیرند و مانع از انتشار آن به سطح جامعه شوند!!!

امادر ابعاد اقتصادی، آیا میدانید  در اوج این تحریمها، حجم مبادلات اقتصادی ایران با عراق فقط به تنهایی بیشتر از کل حجم مبادلات اقتصادی ایران با اروپا بوده است؟

آیا مفهوم ایجاد یک مسیر ترانزیت زمینی از ایران به یکی از بنادر سواحل مدیترانه را در رشد و شکوفایی اقتصاد ملی می فهمید؟ آیا متوجه میزان تفاوت صرفه جویی و امنیت حمل کالا در این مسیر  مثلا بندرلاذقیه بمقصد اروپا و قاره آمریکا و مقایسه با مسیر دریایی دور تا دور عربستان، دریای احمر و کانال سوئز اروپا یا دور زدن قاره آفریقا تا رسیدن به قاره آمریکا هستید؟ 

شاید یکی از مهمترین علت های لزوم حضور و دفاع ما از مردم عراق سوریه و لبنان حقایق طایفه گرایی در تاریخ این منطقه  باشد. شیعیان این منطقه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در نهایت فقر ،تبعیض و عقب افتادگی بودند با وقوع انقلاب اسلامی دشمنان تفکر شیعی ، از بیم تکرار حادثه ایران، به این مردم ظلم های فراوان کرده اند.

فقط شیعیان مورد آزار نبودند بسیاری از مردم سایرطوائف نیز به خاطر مخالفت با منافع غرب تحت ظلم و فشار شدید بودند. مسئله فلسطین ربطی به شیعیان نداشته و آرمانی متعلق به جهان اسلام است.

انقلاب اسلامی ایران به خاطر دلایل شرعی فراوانی نمی توانست در مقابل این ظلم بین المللی به مردم مسلمان منطقه سکوت نماید. علاوه بر آرمانهای مترقی تفکر مهدویت، در تفکر سایر فرق اسلامی هم بی تفاوت بودن به سرنوشت سایر مسلمانان گناه محسوب می گردد.

در بلوک بندی های  مسائل سیاسی هم بی تفاوتی ایران نسبت به سرنوشت مردم منطقه زیانبار می شده است .اگرمیگذاشتیم کشورهای منطقه به راحتی جزو بلوک رقبای منطقه ای و یا دشمن شوند ، آیا سران دولتهای وابسته آنها در تصمیمات منطقه ای با ما همراهی میکردند؟ آیا این امر موافق مصالح ملی بوده است؟

برخی میگویند مبارزه با آمریکا در چهل سال گذشته جواب نداده است!!! ،آیا واقعا امروزهیمنه آمریکا نشکسته است؟. این چه حرفی است که اینها میگویند اگر همین فشار سرمایه داران بین المللی برای حفظ آمریکا نبود مردم این کشور امروزگوشت همدیگر را در حال خوردن بودند .

منافع قدرتمندان عالم فعلا اقتضا می کند از وحدت سرزمینی و نماد قدرت آمریکا دفاع کنند آنها بیشترین سرمایه گذاری خود را بر حفظ هیمنه آمریکا متمرکز کرده اند.

ارعاب مردم استقلال طلب عالم با استفاده از ابزار قدرت نظامی ، برای تمکین از سیاستهای اقتصادی، یعنی اتفاقا دنیا دنیای موشکها است! یعنی همان چیزی که مخالفان برای ایران غیر مجاز میدانند. 

غربی ها بااتکابه قدرت  ظاهراقوی نظامی خود ، ملت‌های دنیا را مرعوب نموده و وادار به پذیرش خواسته هایشان کرده اند.حتی در کشور خودمان برخی واداده ها از درگیری با آمریکا و غرب وحشت فراوان داشتند و می گفتند آمریکا می تواند با فشار دادن یک دکمه، تمام تجهیزات ما را از کار بیاندازد .

در حقیقت معلوم شد قدرت نظامی آمریکا پاشنه آشیل آنها بود و تا وقتی که به چالش کشیده نشد تمام دنیا  همچنان مرعوب این قدرت باقی می ماند.

جالب است وقتی کشتی انگلیسی توسط ایران توقیف شد و فرمانده نیروی دریایی انگلیس هنگام پاسخگویی به پارلمان اظهار عجز کرد که انگلیس دیگر آن کشور قرن بیستم نیست ، منتقدان سیاستهای ایران هیچکدام سر از لاک بیرون نکردند.

وقتی هواپیمای جاسوسی فوق مدرن آمریکا در تنگه هرمز ساقط شد ، وقتی هیمنه آمریکا در عین الاسد در هم فرو ریخت وقتی نتوانست حتی یک نقطه از نقاطی که وعده کرده بود را بزند وقتی که میبینیم امروز گروه‌های مقاومت عراق برایشان شاخ و شونه می کشند، این صحنه ها توسط منتقدین راهبردهای جمهوری اسلامی ایران، نماد قدرت ایران تلقی نشد.

وقتی می بینیم دقیقاً متضاد خواسته های آمریکا در سوریه و لبنان اجرا شد یا متحد ناتوی آنها یعنی ترکیه با ایران و روسیه کنار می آید،یا غربی هادر سایر نقاط دنیا هر چه می گویند برعکس آن می شود، نشانه هایی از افول قدرت غرب تلقی نمیشود.

از جمله همین قضیه کرونا که برایشان آبروریزی شد از یک طرف ترامپ می گفت هیچ ترسی ندارد و مسخره میکرد بعد که بلا بر سرشان نازل شد اعتراف کرد قضیه جدی است ولی واکسن آن را ساخته ایم  ، حالا خودش اعتراف میکند پایان کار به این زودی‌ها ممکن نیست و اخیرا هم که با شرمساری گفته از تجارب سایر کشورها در مبارزه با بیماری و تامین دارو استفاده خواهیم کرد و از همان روسیه که آن را تحریم کرده بود ناچار به خرید لوازم شده است.

بعضی میگویند بجای ماجرا جویی نظامی ، بهتر است پول بریزیم و از این طریق بین ملل جهان نفوذ میکردیم. دوستان  خیلی ساده به مسائل نگاه میکنند. آیا رابطه اقتصاد جهانی و سلطه دلار را درک نمی کنید ؟

اتفاقاکشوری در شاخ آفریقا به نام جیبوتی وجود دارد که ایران درزمان احمدی نژاد تلاش کرد با سرمایه‌گذاری در آنجا قدرتی استراتژیک در شاخ آفریقا به وجود بیاورد .

در حقیقت این پول دور ریخته شد شاید کمتر از آن خرج تقویت قدرت نظامی طرفداران انقلاب اسلامی شده باشد وهزار برابر نتیجه حاصل شده است . 

درشرایطی که قدرت نفوذ مالی وسیاسی دلار آمریکا در دنیا به حدی زیاد باشد که کشورها ناچار به تبعیت از تصمیمات داخلی کشور آمریکا شوند که حتی مغایر با مصوبات شورای امنیت است ، عملاً هرگونه سرمایه گذاری مالی، دور ریختن منابع مالی کشور است و تنها راه خسته کردن و تسلیم آنها ایجاد تشنج در حوزه‌های نفوذ غرب می باشد.   

 در مورد احتمال جنگ بیولوژیک کرونا ، برخی با توجه به حوادث اخیر میگویند کار چین و روسیه بوده و جنگ روانی متقابل کشور با هدف تضعیف عملکرد آمریکا  منافعی برای ایران ندارد.

به فرض هم که کار آمریکا نباشد معنای جنگ روانی این است که دشمن را با هر وسیله ممکن تضعیف کنید.  در صورتی که بنظر من آمریکا بی گناه نیست و در حال تحمل یک پاتک است در حقیقت شروع کننده این حمله بود ولی نه تنها به نتیجه نرسید بلکه در ضد حمله دچار آسیب فراوان شده است.

آنروز که ترامپ و سران غرب و بلندگوهای خبری آنها سرخوش از شیوع این بیماری در ایران بودند ، طوری برخورد با موضوع داشتند که گویا خیالشان از درگیری با این بیماری کاملا راحت است و آنرا به سخره می‌گرفتند.

آنها قصد نابودی اقتصاد ، سلامتی و موجودیت ما را داشتند ، اینکه این بیماری دست و پاگیر خودشان هم شد ، یک فرصت و امکان تنفس برای کشور ما در این مبارزه ظالمانه و بی امان است. پشت پرده هرچه باشد ما میگوئیم اللهم اشغل الظالمین باالظالمین.

در خاتمه روی سخنم با تمامی کسانی است که حتی فقط منافع و موجودیت ایران برایشان مهم است، حفظ و تقویت نظام جمهوری اسلامی ایران باید در سرلوحه تمام اقدامات و تصمیمات قرار بگیرد ، در شرایط خطیر کنونی فقط مقاومت و تلاش برای رفع موانع سر راه اقتدار و  استقلال کشور کارساز است.

 

 


برچسب‌ها: جنگ روانی, صف کشی های آخرالزمانی
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 3:10  توسط غلامرضا   | 

بعضی ها میگن سریال پایتختت ۶ توانسته بعضی از ناهنجاری‌های جامعه را در قالب طنز پر طرفدار ، به مردم و مسئولین گوشزد کند.

قطعا در جایگاه منتقد سینما نیستم که بخواهم این سریال را نقد کنم و چنین قصدی نیزندارم ولی بعنوان یک عنصر فرهنگی و پژوهشگر آسیب های اجتماعی لازم میدانم از دیدگاه خودم مطالبی را عرض کنم.

این عیوب رو هرکس ندونه وجود داره ، احتمالا کر و کورهمزمان است. مشکل دانستن عیوب نیست ، مهم ارائه راه حل می‌باشد.هرپیرزنی الان میتونه ده برابر اینهایی که در این سریال به آن پرداخته شد را لیست کند .

مشکل اینجاست که فرهنگ لاابالی گری و تساهل و تسامح ( سخت گیری نکن و با خطاکار کنار بیا)  در چهل سال گذشته بقدر وفور  توسط عناصر خود فروخته داخلی ، سالهاست در حال ترویج است و شبکه های ماهواره ای هم تا دلتان بخواهد این رفتارها را ترویج کرده اند .

اگر واقعا کسی دلش بحال جوانان و مردم این کشور میسوزد ، برنامه هایی را ارائه کند که از میان این مردم مدافعان حرم بوجود بیاید، جوان لاابالی و فاسد زمان شاه تبدیل به رزمنده دفاع مقدس شوند .

درهمان هالیوود هم که ما میگوئیم مبتذل است ، اگر گوشه هایی از ابتذال و خلافکاری و خیانت را نشان میدهد، در آخر فیلم همه میدونن طرف خوبه آدم خلافه نبوده وهمان آدم خوبه آخرش برنده میشه ، خلافکاره هم یا نابود میشه یا برمیگرده آدم حسابی میشه .

 این روش را هم قبول نداریم چون معتقدیم این فیلم ها دارن راه آدم بده شدن را هم آموزش میدهند .نسل جوان ، یک خصوصیتی دارد که هرچقدر پدر و مادر بهش بگن نکن بد میبینی ، تا خودش تجربه نکنه براش قابل قبول نیست.

 متاسفانه کارهایی مثل روابط نامشروع ، کلاهبرداری ، مواد مخدر ، قاچاق ، زور گیری ، تحصیل مال نامشروع و..... مواردی نیستند که اگرکسی به آن آلوده شد ، بتواند به این راحتی بلکه هرگز ار آن رهایی پیدا کند.

شمافرض کنید تمام این ناهنجاریهایی که همه ما از وضع موجود اجتماع سراغ داریم ، همان ویروس کرونا است که عده ای به آن مبتلا شده اند ، راهکار خلاصی مردم از این بزه کاریها چیست؟ قرنطینه آلوده شده ها و سپس درمان.

تبلیغ اینکه یک بزه کار ، خلافش را میکند و تمام راهها را میرود و آخرش هم هیچ‌صدمه ای نمی‌خورد و خوشبینانه بر می‌گردد به راه راست صحیح است؟

آنجوانی که این مطلب را دنبال میکند ، در فکرش چه استدلالی میکند ؟ بنظر شما اینطور فکر نمیکند که میرم تا ته خلاف و آخرش بر میگردم آدم خوبه میشم؟( خوشبینانه در صورتی که می‌دونم گروهی از جوانان اینطور فکر میکنم که بخور وگرنه خورده میشی!!!).

اولاکسی که در مجاورت این کرونای اخلاقی قرار گرفت ، به آن مبتلا میشود و باید به مردم یاد بدهیم این ویروس چقدر خطرناک است و باید از آن فاصله بگیرید.

ثانیابه مخاطب خود خیانت کرده ایم وقتی بدروغ بگوئیم که اگر فلان کار را بکنید ، ویروس به شما اثر نمیکند و میتوانید به فرد مبتلا نزدیک شده و آخرش هم جان سالم بدر ببرید!!!

نشان دادن آدمهایی با الگو های رفتاری غلط در سینما و تلویزیون، همان آدرس دادن محل اجتماع مبتلایان به ویروس کرونا ست و بدتر اینکه در این فیلم ها ، جلوه های موفق و قابل توجیهی از خلافکار نشان بدهید .

عناصرمنفی فیلم اگر آخرش  بدون هیچ آسیبی عاقبت بخیر شوند و یا حتی جنبه موفقیت عمل آنها افتخار آمیز همراه با پذیرش تلویحی خطا باشد نیز تبلیغ ضد ارزش است.

نبایدجنبه های جذاب و شیرینی یک خطا در فیلمها آنقدر مدام و پر لذت باشد که آنچه  در ذهن ها بماند ، جلوه های چرب و شیرین آن  اعمال خلاف باشد.

مثلافرض کنید در یک فیلم حادثه ای تبهکاری، ۵۵ دقیقه نمایش  موفقیت خلافکار باشد با تمام جلوه های شیرین موفقیت رسیدن به خواسته هایش ، ۴ دقیقه شرایط بحرانی نمایش شود  که قهرمان فیلم گیر قانون نیفتد و در حال مبارزه و فرار باشد ( که بازهم مخاطب همزاد پنداری میکند و میخواهد موفق شود) ، یکدقیقه آخر یا کشته یا دستگیر و یا متنبه شود و برگردد سر زندگی عادی !!!( تمام آتیش ها شو سوزونده حالا برگشته)  .

به اینا میگن بد آموزی، یک فیلم سالم ، همیشه قهرمانش مظهر خوبی هاست و هیچوقت ضد قهرمانش عاقبت بخیر نمیشود.کار

 فرهنگی با چارچوبی اخلاقی و درست باید انجام شود ، اینجانب متخصص امور فرهنگی نیستم و در مطلب بالا ویژگیهای یک فیلم سالم را بقدر استطاعت عرض کردم. 

متاسفانه در این قسمت های اخیر سریال پایتخت ، بسیاری از مصادیق بدآموزی بیشتر شد ، نه اینکه در سری های قبل نداشت ، ایندفعه بصورت پرشی بسمت ابتذال رفت .

 در مورد مسائل تربیتی جوان و نوجوان باید با دقت بسیار بالایی کار کرد. در فیلم های پر مخاطب  مخصوصا فضا سازی تبلیغاتی شده(توسط رسانه ها عمدا تبلیغ و مطرح میشوند) که خواه ناخواه در ذهن مردم عامی ایجاد نوعی وجاهت میکند ، باید خیلی دقت کرد . 

شخصیتهایی مثل بهتاش در پایتخت ۶ در ضمیر ناخودآگاه جوان خواهد نشست. رفتار های او بطور ناخواسته الگو سازی خواهد شد ، در دایره خطاهای او فقط رفتار زشت با پدر و مادر و دایی و سایر بزرگتر ها نیست. 

این شخصیت همه را میخواهد یکجوری تلکه کند و پول خلاص کند بقصد اینکه هرگز ندهد، تلاش برای جلب نظر  و اغفال دختر های مردم با مورد توجه قرار گرفتنهای کذایی و کذب در فوتبال و ماشین رو باز و اجرای رفتارها ونمادهای مشهور از شهره های مطرح غربی ، خانه مجردی ، گربه بازی ، دروغ گویی مکرر ، پرخاشگری مکرر ، خودخواهی فزاینده ، حاضر و آماده خوری ، از زیر کار در رفتن و.... همه ترویج میشود.

آخر فیلم هم ظاهراً یک خریدار در تیم های داخلی و خارجی پیدا میکند.( که احتمالا آخر فیلم میخواهند بگویند طرف دلال خارجی ها، کلاهبردار بوده و می‌خواسته از اینها سو استفاده کند و بالاخره پدر و مادر و دایی و زندائیش او را نجات میدهند) .همه این صحنه ها را جوان میبیند و در ناخودآگاهش ثبت میشود. 

جوان مخاطب کلاهبردار را نمی‌بیند ( میگویند قسمت آخر مانده و نمیدانم واقعا کلاهبرداری است یا حقیقت که اگر حقیقت باشد ، الگوی بهتاش کامل خواهد شد) پیش خود میگویدبفرض که این باشگاه خارجی تله باشد ،  من بیشتر مراقبت میکنم و گول نمی‌خورم ، با دقت بیشتر این رویه هارا ادامه می‌دهم تا به مقصودم برسم. 

می‌بینیددر ذهن نوجوان ، این صحنه ها عبرت که نمیشود ، نوعی هشدار برای رویارویی با شکست‌های احتمالی هم داده میشود که از راه رفته شخصیت منفی فیلم عبرت بگیر و مثل او گرفتار نشو!!!  در مورد تقریبا سایر شخصیتهای فیلم هم مشابه این اشکالات بوفور مطرح است

البته این اشکال عمدتا بخاطر وفات فیلم نامه نویس بود که در شکل گیری حوادث جذاب قبل تاثیر گذار بوده است و مشخص است تقریبا سوژه ای دندان‌گیر برای ادامه سریال نداشتند و لذا به موضوعات خشن و جلف و سطحی دست آویز شده بودند.

مانور روی این سوژه ها هم قابل ادامه نبود و دقیقا قسمت آخر را به بیراهه کشانیدند .

 زبان نرم و منطق روشن تنها راه جذب قلوب مخاطبین است و فیلم سازی از عمل جراحی مغز حساس تر است ، فیلم فاسد ، واکنش شدید و مخالفت  هوشیاران جامعه را بدنبال دارد و خطر ابتلا به ناهنجاری‌های گسترده در زندگی روزمره برای کسانیکه آن فیلم را پسندیده اند.بعضی از موافقین عملکرد دست اندر کاران این سریال، وجود اختلافات بین صدا و سیما با فلان کس را دلیل وجود این موج مخالفت دانسته و آنان را وابسته به صدا و سیما میدانند.

 این حرفها اگرچه تهمت است ولی بفرض صحت و وجود اختلافات فلان آدم با صدا و سیما ، چه ربطی به محتوای مبتذل و معلوم این سریال دارد.بنا بر این فرمایش حضرات، یعنی امثال بنده که نگاه منتقد به این سریال داریم ، آدم صدا و سیما هستیم.

مابه کل صدا و سیما با این رفتار زیکزاکش مخالفیم و من در منزل فقط اخبار ، فیلم های مستند و سینمایی خارجی را نگاه میکنم. در تمام تولیدات داخلی صدا و سیما ، جلوه های متفاوتی از ابتذال وجود دارد و قابل دفاع نیست.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 3:43  توسط غلامرضا   | 

در سال های اخیر دشمنان انقلاب اسلامی با ورود به جنگ های ترکیبی علاوه بر اعمال انواع فشار های متداول به منظور ناکارآمد نشان دادن نظام مقدس جمهوری اسلامی و افزایش نارضایتی های عمومی ،تحریم های اقتصادی و مالی را بشدت همچنیافزایش داده اند.

اگرچه به منظور رسیدن به اهداف پلیدشان بالاترین فشار ممکن و بی‌سابقه جهانی را روی موضوع اقتصاد کشور تمرکز داده‌اند ولی در نقطه مقابل، دلسوزان واقعی نظام جمهوری اسلامی با تصورات واهی دوری از ثروت اندوزی کم کاری کرده اند .

انواع تحریم‌های ظالمانه در کنار کم کاری و بی تدبیری مدیران اجرائی کشور، توسعه جنگ روانی توسط عناصر ضد انقلاب و اربابانشان، سوء استفاده شدید توسط سودجویان در عرصه‌های اقتصادی و هجوم گرانی‌های افسار گسیخته و نابرابری شدید دخل و خرج خانوارها، اقشار متوسط و ضعیف کشور را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است.

نحوه و میزان مشارکت قشر خاکستری کشور در انتخابات مجلس اخیر  عمدتا به همین خاطر تضعیف و تحت تاثیر قرار گرفت به طوری که شائبه هایی در ذهن دشمن نیز ایجاد شده است .

علیرغم تاکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب اسلامی در چهار ده سال گذشته مبنی بر ضرورت ورود قوی مردمی در عرصه‌های اقتصادکشور و اقتصاد مقاومتی ، متاسفانه به علت کم کاری مسئولان ذیربط، عدم درک و توجه کافی مردم به این مهم و کنار کشیدن خواص و دلسوزان نظام ، هنوز این طبقه های متوسط و ضعیف کشور هستند که قربانی اصلی تحولات و جراحی‌های اقتصادی در کشور شده و خواهند شد.

 دلسوزان کشور و مردم ، بیائید با محوریت امامان جماعت و معتمدین مساجد هر محله، امکان هم‌افزایی و مشارکت مردمی را تقویت نموده، مانع از کوچک تر شدن سفره‌های مشارکت کنندگان عرصه های دفاع از انقلاب اسلامی شویم.

با اعتقاد قلبی به قول« یدالله مع الجماعه» خداوند متعال تلاش کنیم با رفع دغدغه های معیشتی مردم، امکان حضور سایر اقشار را افزایش داده زمینه برای جذب قلوب اقشار خاکستری کشور ، بستری مناسب فراهم کنیم.

فراموش نکنیم بعد از مرحله عادی سازی مبارزه با کرونا در کشور،  حجم بالایی از مشکلات اقتصادی کشور، برای نمایندگان مجلس جدید که داعیه ولایی بودن دارند به ارث خواهد رسید. که در این بین مشکلات اقتصادی، بسیار پر چالش خواهد بود.

میتوانیدبا تشکیل یک مجمع نظارتی و سیاست‌گذاری با حضور امامان مساجد محلات محل زندگی خودتان و زیر نظر امور رسیدگی به مساجد کشور در کوتاه مدت قادرباشید ضمن خدمات رسانی موثر ، مخارج خانوارهای تحت پوشش را را کاهش داده و یا مورد حمایت قرار دهید .

در گام اول خواهید توانست با شناسایی امکانات و برنامه‌ریزی‌های لازم، به بهبود کیفیت تغذیه مردم هر محله و تامین ارزان اقلام مورد نیاز آنان با تشکیل تعاونی مصرف متمرکز محلی اقدام کنید.

در گام دوم به مقاوم‌سازی اقتصاد خانوارهای محل توجه نموده ، با ایجاد مشاغل مرتبط با تامین و یا تولید اقلام پر مصرف تعاونی ، ضمن امکان نظارت بر تولید و تضمین سلامت کالای مصرفی تولید شده و ایجاد اشتغال برای اعضا در این زنجیره های تولیدی ، مقدمات ایجاد بنگاه‌های کوچک مرتبط را فراهم نمائید.

  در دراز مدت با تجمیع و هماهنگ نمودن امکانات اعضا و مومنین ساکن در هر محله، زیر چتر مساجد و معتمدین محل به یک بنگاه اقتصادی بزرگ محلی تبدیل شده و خواهیم توانست در عرصه های اقتصادی به کمک دولت ها وبه مقابله با تهاجم اقتصادی دشمنان انقلاب اسلامی برویم.

 

 


برچسب‌ها: اقتصاد مقاومتی
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 16:27  توسط غلامرضا   | 

سال ۹۹ بفرموده رهبر معظم انقلاب ، سال جهش تولید نامگذاری شد. تصمیم بسیار خردمندانه و درستی که در کشور باید سال‌ها پیش توسط دولتها و مجالس قبل در راس همه امور قرار می‌گرفت.

ساختار سیاسی و اقتصادی کشور بیشتر به ساختار تاجر پیشگی و بازرگان مسلکی می‌خورد تا به تولید محوری .متاسفانه حجم بالایی از نقدینگی موجودکشور هم نزد کسانی است که اصلاً به تولید هیچ اعتقادی ندارند.

در سال گذشته ، دلیل عمده اقبال کشور به صادرات فقط قطع کامل منفذهای ورود منابع مالی به کشور بود و گرنه ساختار اقتصادی موجود به هیچ وجه زیر بار حمایت از تولید نرفته و نمی رفت.

دلیل این رفتار بسیار ساده است مقوله تولید بسیار زمان بر ، پر دردسر و با سود کم است ولی در سیستم تجاری جاری کشورمان که با دلارهای بادآورده نفتی ایجاد شده است ،  مبنای کار بر پایین نگاه داشتن ارز مبادلاتی مرجع یعنی دلار نسبت به ریال میباشد که درآمد بیزحمت سرشاری را برای قشری خاص تضمین میکرد.

وقتی در مجموعه قوانین و مقررات مالی کشور ارزش دلار نسبت به ریال پایین نگه داشته شود یعنی واردات بسیار به صرفه است و تولید در شرایط بسیار سختی باید رقابت کند.

تقریباً و عملاً تا وقتی که منفذهای فروش نفت و دریافت دلاری آن به کشور بسته نشد هیچ گاه هیچ تلاشی برای پایین آوردن نرخ برابری ارزش  ریال در برابر دلار انجام نگردید یعنی همیشه سوبسید فراوانی به قشر وارد کننده داده شده است.

شاید برای شما هم سوال پیش آمده بود که چطور ممکن است یک کالایی که در  آن طرف دنیا تولید میشود، با هزینه حمل گران و با ارز آزاد به کشور وارد می شود، بازهم قیمت تمام شده پایین تری در مقایسه با تولید مشابه داخل دارد؟

  در حقیقت پایین نگاه داشتن مصنوعی و تعمدی نرخ برابری دلار در مقابل ریال مسبب اصلی این پدیده بوده است.

رفتار بانک ها نیز در این مقوله بسیار تامل برانگیز است.شما ببینید تلاش بانک ها در تمام دهه های قبل برای جمع آوری نقدینگی کشور و ایجاد سیستمی که سود حدود ۲۰ درصد به سپرده گذاران میدهد متمرکز بوده است. ، عملاً ساختاری را ایجاد میکنند که به ضرر تولید و به نفع واردات است.

در  سیستمی که ارزش ریال نسبت به دلار بصورت غیر واقعی بالا نگاهداشته میشود تا واردات مقرون به صرف بشود چطور انتظار دارید صنعتگر و تولید کننده ما بتواند با رقبای پرقدرت خارجی رقابت کنند.

عناصر تصمیم‌گیرنده سیاست های اقتصادی کشور فقط یک تعهد بدهند کافی است ،صنعتگران این کشور نیاز به هیچ حمایت دیگری ندارند ، تضمینی بدهید نرخ برابری ارزها و دلار با همین شرایط فعلی سال ۹۸ حداقل برای دو سال آینده تداوم پیدا خواهد کرد.

بدل الفن این ساختار بیمار و رباخواری موجود در بانک ها فقط همین آزاد گذاشتن ارزش ریال در مقابل دلار است. تا بحال تولیدکننده ها چون نمی توانستند سود سرمایه گذاری را تا به نزدیکی ده درصدهم برسانند، اقبال مردم به سپرده‌گذاری در بانکها  به خاطر اغوای بانکها با سود ۲۰ درصد بوده است.

در شرایطی که دولت ها با افتخار و رسماً نرخ دلار را پایین نگه می داشتند یا در دو سال گذشته مقادیر بسیار بالایی دلار با قیمت مصوب دولتی را جهت واردات انواع کالاهای که می‌توانست در داخل تولید بشود، مصرف کردند که بسیاری از آنها تبدیل به خرید خوراک سگ و گربه شد، بهترین کار همان آزادسازی نرخ دلار بود.

بانک ها سود ۲۰ درصد را به سپرده گذاران می‌دادند و باید سود بالاتری را از وام گیرندگان مطالبه می کردند. تولید کنندگان در هیچ کشوری توانایی پرداخت سود ۲۸ درصد را ندارند در حالی که وارد کننده های کالا به ایران در،  شرایط اعمال سوبسید ناجوانمردانه پائین بودن نرخ برابری دلار، به راحتی می توانستند تا ۱۰۰ درصد هم سود سالیانه به بانک‌ها پرداخت کنند.!!!

متاسفانه در طی ۴۰ سال گذشته این سیاست غلط همواره تداوم داشته و در این رهگذر سود سرشاری نصیب تجار شده است. این سوبسید ها از جیب خزانه و بیت المال کشور به قشر خاص و بسیار محدودی به صورت انواع رانت داده شده است.

تشدید تحریمها با هدف به زانو درآوردن رهبران انقلابی کشور بوده است تا معیشت مردم مورد تهدید قرار گرفته و آنها را ناچار به پذیرش خواسته های نامشروع قدرتمندان ثروتمند عالم بنماید. از نظر آنها قرار نیست این تهدید تبدیل به فرصت شود.

قدرت عجیب بخش خصوصی کشور در  سال ۹۸ که در زمینه صادرات انواع کالاهای تولیدی خوب عمل کرد،  دشمن را به این فکر فرو برده است که احتمالاً ادامه این وضع به ضرر قطعی آنها تمام خواهد شد . لذا برنامه آنها ، نگاه داشتن مردم و مسئولین کشور در برزخ هایی مثل برجام بوده و هست تا آینده مبهم بنظر آمده و تصمیمی اساسی گرفته نشود..

اکنون شاهد هستیم زمزمه‌هایی در میان اندیشمندان اقتصادی و سیاسی غرب شنیده می‌شود که برخی معتقدند باید فشارهای حداکثری تحریم اقتصادی علیه ایران را کاهش داد تا روزنه هایی باز شده و این موج عظیم خودباوری اقتصادی و مولد کشور را مهار یا سرکوب کنند.

بر اساس این مدل دو اتفاق محتمل است اول اینکه بخش قابل توجهی از منابع مالی ایران را آزاد و در اختیار دولتمردان قرار داده تا مجددا نرخ برابری دلار در مقابل ریال به وضع مطلوب رسیده و دوباره رونق به بازار واردات ایران داده شود .والبته در این رهگذر کارخانجات در حال رکود و تعطیلی زیادی را در سطح دنیای غرب نجات دهند.

مدل دوم مدلی خزنده و بسیار خطرناک تر است در این حالت فرصتی برای سرمایه گذاران بزرگ غربی فراهم خواهند کرد  تا با کمک حجم بسیار بالای نقدینگی موجود در کشورکه در انحصار گروه قلیلی از جمعیت کشور است، چند ابر شرکت چند ملیتی بزرگ در ایران تأسیس بنمایند.

آنچه توسط دست‌اندرکاران صنایع کشور رصد می شود مبتنی بر این است که احتمالاً مدل اول به شکست خواهد انجامید. 

به لطف الهی صنایع متوسط و بزرگ زیادی توسط طیف وسیعی از علاقه‌مندان به تولید در بخش خصوصی کشور ایجاد شده است.این طیف از سرمایه گذاران کاملاً نقطه مقابل و متضاد قشرتاجر پیشه، آماده خور ،تنبل ، طماع ، حریص و فرصت طلب انحصارگرکشور هستند.

در این صورت یک رقابت آشکار بین دو تفکر کاملاً متضاد در کشور رخ خواهد داد و رسیدن پول‌های بادآورده آزاد شده از بانکهای خارجی نخواهد توانست که در مقوله هایی نامعقول مثل سالهای گذشته هزینه شود. بنابراین اجرای مدل دوم محتمل تر است.

هدف مدل دوم ، استحاله جمهوری اسلامی و اهداف آن از درون است. درمدل دوم تلاش خواهد شد تا نقش این ابر سرمایه داران در سطح کشور، به بهانه  نجات یا اقدام ملی ، وجیه یا پررنگ‌تر شود .حتی ممکنست قوانین و مقررات به سود آنها تغییرات شگرف پیدا کنند.

توجه کنید مخالف سرمایه گذاری خارجی نیستیم نگران شیطنت آنها هستیم. آنچه مشخص است این است که لزوم مهار جمهوری اسلامی قطعی است. در طول ۴۰ سال گذشته همیشه تلاش کرده‌اند قدرت سیاسی و اقتصادی کشور را در انحصار گروه‌هایی قرار دهند که امکان تعامل آنها با استکبار جهانی فراهم تر باشد.

در صورت شروع  سناریو مدل دوم ، بر اساس اطلاعی که از ساختار اقتصاد غرب داریم آنچه مسلم است این است که شرکتهای کوچک غیر وابسته به بلوک قدرت، یا ورشکسته و نابود خواهند شد و یا وادار به ادغام با شرکت های قوی تر بصورت فیزیکی یا اقماری میشوند. در اینصورت فقط نظام مدیریتی ، تصمیم سازی و نفوذ شرکت های بزرگتر در تصمیمات کشوری تقویت شده است.

این همان مدلی است که در اکثر کشورهای در حال توسعه در حال اجرا می باشد و عملاً حاکمان آن کشورها در خدمت سیاست گذاری ها و منافع قدرتمندان چند ملیتی عالم می باشند.

بیخود خودمان را گول نزنیم ، مدل دوم  مدت‌هاست شروع شده و احتمال عدم اقدام از طرف صف مقابل ضعیف است. در هر صورت آنها به فکر استقلال کشور و اهداف مقدس جمهوری اسلامی نیستند.

باید تمام آنها که دغدغه سرافرازی و اعتبار ایران عزیز را دارند ، با از خود گذشتگی و تلاش مضاعف در جهت نیل به جهش تولید مورد نظر رهبری معظم در کشور ، طوری تلاش کنند که نتایج زحمات آنها به نفع دشمنان کشور مصادره نشود.

یکی از راهکارهای ساده ایکه برای ایجادآمادگی رویارویی و مقاومت در برابر قدرت گیری ابرشرکتهای وابسته به دشمن قابل اجرا است، ایجاد تشکل‌های اقتصادی هم سو است که بخشی از روش کار را در متنی با عنوان«تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم» در همین وبلاگ به آن اشاره کرده ام.

 

 


برچسب‌ها: اقتصاد مقاومتی
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 20:10  توسط غلامرضا   | 

دنیای بعد از کرونا یک دنیای متفاوت خواهد بود کشورهای بلوک آمریکا و غرب در سرتاسر جهان ناچار خواهند بود در مبادلات و روابط اقتصادی فیمابین تغییراتی را ایجاد کنند.

اینکه تمام اقتصاد غرب در این مدت دچار بحران شده از چشم مسئولین اقتصادی غرب پنهان نیست و اینها خوب میدانند که دنیای بعد از کرونا برای شان دنیایی متفاوت است.

آنهاناچارند تغییرات فراوانی را در حوزه‌های روابط اقتصادی ایجاد کنند. این تغییرات طبعاً در زمینه جبران عقب ماندگی بی سابقه ای خواهد بود که به خاطر تعطیلی هزاران بنگاه اقتصادی در طول مدت مبارزه با بیماری کرونا خسارت های وحشتناکی را متحمل شده اند.

طبعاً برای برون رفت از این بحران یک ائتلاف بزرگ  ایجاد خواهند کرد، هر چه باشد مطمئناً به نفع کشورهای جنوب نخواهد بود آنها دنبال منافع خودشان هستند اوضاع برای کشورهای جنوب بسیار بحرانی تر است و البته شامل حال کشور ما نیز خواهد شد

مافیای استکبار و سرمایه داری ، درجنگ دوم جهانی دقیقا به خاطر رکود شدید اقتصادی که دامنگیر کشورهای غربی شده بود یک جنگ خانمان سوز را به جهان تحمیل کرد

شما ببینید این طرح مارشال که با هدف بازسازی خسارت های جنگ بود عملاً اقتصاد دنیا را بدست آمریکایی ها سپرد. امروز به خوبی می توان دست بانکداران و صاحبان صنایع بزرگ در هر دو طرف بظاهر درگیر در جنگ جهانی دوم را در ایجاد این جنگ خوبی ملاحظه کرد.

برای دنیای استکبار آنچه بسیار مهم است زنده ماندن و رشد روز افزون سرمایه و قدرت اقتصادی آن ها است بنابراین به صورتی بسیار طبیعی هرگز نقش یک بنگاه خیریه برای بشریت را ایفا نخواهند کرد.

این که آن ها برای کشورهای جهان سوم و به تبع آن برای اقتصاد کشور مان چه طرح و برنامه‌ای خواهند داشت نیاز به یک آینده پژوهی جامع دارد اما قدر مسلم آنها فکر منافع خودشان خواهند بود.

چیزی که خیلی روشن است دنیا با حجم بالایی از شرکت های ورشکسته و بیکاری روز افزون روبرو خواهد شد،بازار های زیادی از دست رفته است یا نیاز به بازسازی دارد و ممکن است هرگز به حالت اولیه آن نرسد.

مسلماً سطح تولیدات و حتی نوع تولیدات دچار تغییرات شگرف خواهد شد فرض کنید ناچار باشند حجم تولید خود را کاهش دهند مسلما نیاز آنها به مواد اولیه کاهش خواهد یافت .

باتوجه به اینکه مواد اولیه غالبا از کشورهای جهان سوم تامین می شده است ، خرید کمتر مواد اولیه یعنی زیاد شدن عرضه و کم بودن تقاضا به معنی ساده تر سقوط قیمت مواد اولیه.

پایین آمدن ارزش مواد اولیه باعث می شود قدرت خرید  کشورهای فروشنده مواد اولیه کاهش پیدا کند. کاهش قدرت خرید یعنی کم شدن تقاضا برای کالاهای تولیدی در کارخانجات  و صنایع.

حتی اگر خوشبینانه، کشورهای حوزه شمال بتوانند ظرف حداکثر سه ماه شرایط را به وضع اولیه برگردانند، اقتصاد دنیای غرب قادر به جبران هزینه های بالاسری وحشتناک که در این مدت به وجود آمده است نخواهند بود.

آن ها نیاز به بازارهای تشنه دارند تا به بالاترین قیمت و به سرعت کالاهای خود را فروخته و از محل سود آن نیازهای جبران هزینه های پیش بینی نشده  خود را تامین کنند.

از یک طرف گرم شدن موتور تولید نیاز به زمان و صرف هزینه راه اندازی دارد  که مخارج اینها مانع افزایش تولید بوده و لذا کم شدن حجم تولید اجتناب ناپذیر است.

از طرف دیگر عدم خرید مواد اولیه در کنار مشکلات طبیعی مصرف کنندگان که ناشی از همین دوره توقف فعالیتها بوده و به تبع آن کم شدن تقاضا برای خرید کالاها و مصنوعات را به همراه خواهد داشت نخواهند گذاشت که کالاهای تولیدی باقیمت دلخواه به فروش بروند. 

داستان اقتصاد دنیا شبیه ماجرای مرغ و تخم مرغ خواهد شد که کدام یک باید باشد تا دیگری به وجود بیاید اول تخم باشد که تبدیل به جوجه و سپس مرغ شود و تخم بگذارد یا اول مرغ باشد که تخم بگذارد ....تا این چرخه ادامه پیدا کند.

دنیای استکبار جهانی ، تجربه رکود اقتصادی را با جنگ جبران کرده ولی تا به حال سابقه نداشته است که اقتصاد  حتی بمدت سه ماه متوقف شود این یک تجربه جدید است.

ما باید حالتهای ممکن را بررسی نموده و سناریو روشنی از اتفاقاتی که ظرف چند ماه آینده به حادث خواهند شد تعریف کرده ، راهبردها و زیر ساخت های آن را آماده نماییم.

 به تجربه دیده ایم که کشور ما در جنگ دوم جهانی، پل پیروزی شد ولی هیچ بهره ای از منافع این پیروزی جز وابستگی بیشتر به آن نرسید، جنگ اول جهانی ربطی به ایران نداشت ولی ۸ میلیون ایرانی به خاطر تبعات آن جنگ از گرسنگی تلف شدند.

متاسفانه در ۴۰ سال گذشته هم دیدیم که قشر مومن و انقلابی کشور مرغ عروسی و عزا هستند. مطمئناً تحولات جهانی هر چه باشد و سهم ایران در تحمل مشکلات هر چه تعریف شود ،بیشترین فشار ها و آسیب ها سهم همین قشرخواهد بود.

تجربه نشان داده است که این دولت و مجلس فعلی برای امثال ما که نه حتی برای منافع ملی  هم دیگ شان گرم نمی‌شود و تا آمدن مجلس بعد و انشالله دولت بعدی هم نمی شود صبر کرد.

تجربه جنگ تحمیلی به ما نشان داد که در این معرکه ها باید خودمان به داد همدیگر برسیم و کسی به فکر ما نیست. این فرزندان ما هستند که در سختی ها و کمبود امکانات ، در مقابل حجم عظیم مشکلات باید پیروز شوند.

مشخصا جنس نبرد آینده از مقوله اقتصاد است ، نوع جنگ آینده طوری است که باید زیرساخت های لازم را در بین مدافعان کشور ایجاد کرده باشیم این زیرساخت ها دفعی نیستند باید تدریجی ایجاد شوند.

قرار نیست پس از دادن این همه شهید و تحمل ۴۰ سال سختی های مبارزه با استکبار جهانی ، به خاطر گرسنگی و سقوط اقتصاد کشور فاتحه انقلاب را بخوانیم و تسلیم شویم.

توجه کنید دوباره وارد جنگ ناجوانمردانه ای شده ایم که از هر حیث نسبت به دشمن در ضعف قرار داریم، حجم بالای نقدینگی کشور نزد کسانی نیست که قرار است در این رویارویی عظیم میدان داری کنند.

سال جهش تولید شعاری نیست که به خودی خود محقق شود. سربازان معتقد به آرمان‌های این شعار، باید خود را برای نبردی بزرگ که متاسفانه ابزارهای آنرا خواسته یا ناخواسته از خود دور کرده اند آماده کنند.

اولیه ترین نیاز جهت تولید ، هجوم نقدینگی به سمت آن است. وقتی نقدینگی نزد سربازان مدافع آرمانهای انقلاب برای مقابله با این جنگ اقتصادی بزرگ وجود ندارد چگونه می توان جهش تولید ایجاد کرد.

نقدینگی بزرگترین چالش در این جنگ است الحمدالله در بین مدافعان انقلاب شاهد حضور بی مانند جوانان مخلص تحصیل کرده متخصص و کارآمد زیادی هستیم.

اینها اکثراً ایده‌های خوبی دارند و شرکت‌های دانش‌بنیان فراوانی در کشور ایجاد شده است ، راه کارهای خوبی بلد هستند بازار های خوبی را هم سراغ دارند آنچه ندارند نقدینگی است.

شاید به ذهنتان برسد یک حسابی را اعلام کنیم تا علاقه مندان به حفظ انقلاب اسلامی کمک های مردمی را به آن واریز کنند. این بدترین حالت ممکن و ناپایدارترین روش حمایت از تولید کنندگان می باشد.

تولیدات ملی نیاز به مشتریان وفادار دارد مشتری وفادار شدن فقط شعار دادن نیست فقط ایجاد تعهد زبانی و یا حتی قلبی مردم نسبت به خرید کالاهای داخل نیست.

حمایت از تولید ملی وقتی به جهش می رسد که یک ساختار و نظام هدفمند در عرضه و تقاضای کالاها ایجاد شود . مشتریان باید در روابطی بسیار روشن ناچار باشند که از تولیدکنندگان با خرید خود حمایت کنند.

ناچار کردن مصرف کنندگان به خرید کالای داخلی، با اهرم زور و قدرت و قانون و حتی شرع و واجب جنگ شرعی اعلام کردن میسر نیست باید ریسمانهای نامرئی منافع به نوعی مصرف کنندگان را هم درگیر کند.

راهکار های فراوانی برای جذب نقدینگی از طریق مشتریان وفادار وجود دارد که باید به صورت تخصصی در مقاله های بعدی با هم مرور کنیم ولی برای روشن شدن بهتر مطلب مثالی را خدمتتان عرض می کنم.

تعاونی های مصرف محلی ساده ترین نوع مشارکت مصرف کنندگان در تامین کالای ارزان، مناسب، سالم وهمراه با سود سالیانه اعضا در قالب افزایش ارزش سهام میباشد.

وقتی سود سالیانه در قالب افزایش تعداد یا ارزش سهام به اعضا داده شود یعنی هیچ پولی از مجموعه خارج نشده است و سود حاصله در واقع همان نقدینگی مورد نیاز این بنگاه برای توسعه است.

این تامین نقدینگی  به صورت خودکار  با ایجاد منافع خرید ارزان ، سالم و هدفمندکالا از تعاونی انجام شده ، سود حاصل از فرآیند فروش دوباره به بنگاه بازگشته و به این ترتیب بنگاه  شروع به توسعه بسمت هداف خود خواهد کرد .

ساده ترین شکل توسعه،  تامین و تولید کالای مورد نیاز تعاونی از طریق تاسیس شرکتهای خواهر می باشد. این شرکتهامیتوانند از بین اعضا و به صورت مستقل ایجاد شوند و یا تعاونی هم از محل سود سهام خود بخشی از سهام شرکت های تامین کننده را خریداری و شریک شود.

در این صورت شرکت های خواهر مطمئن هستند که تا سطحی معلوم از تولیداتشان توسط تعاونی به صورت تضمینی خریداری خواهد شد و می توانند مازاد تولیدات خود را نیز به بازار عرضه کنند.

شریک شدن تعاونی با این شرکت های خواهر علاوه بر تامین نقدینگی و تضمین خرید تمام یا بخشی از کالاهای تولید شده آنها، یک مزیت دیگر هم دارد و آن امکان همکاری مشترک بین شرکت های خواهر می باشد.

این تعاونی مصرف دیگر یک بنگاه فروش کالای ساده به حساب نمی آید این بنگاه اکنون سهامدار چندین شرکت خواهر است شرکت هایی که محصولاتی متنوع تولید می کنند.

هرچقدر تعاونی در عرضه کالاهای متنوع، ارزان، سالم ، ارگانیک و به صرفه قدرت بیشتری پیدا کند سهامداران بیشتری علاقه مند به عضویت در آن خواهند شد و این به معنی افزایش نقدینگی و تضمین مشتریان وفادار بیشتر است.

حالا دیگر مسیر حرکت تبدیل به چرخه تولید تا مصرف نمی‌شود چرخه تولید تا مصرف یک مدار بسته است این چرخه تبدیل به یک مسیر حرکت در منحنی مارپیچ لگاریتمی خواهدشد.

این چرخه تولید تا مصرف به نظر یک مسیر حلقوی به می آید ولی در حقیقت دایره نیست. در پایان مسیر ، با ارزش افزوده ای که ایجاد شده و مجدداً به صورت اتوماتیک به مدار تزریق می شود مسیر حلقوی بعدی درمداری بزرگتراجرا می شود.

هر چقدر شعاع مدار بیشتر شود سرعت ،دقت و سودآوری آن محسوس‌تر باشد، جذابیت بیشتری برای عضو شدن در تعاونی ایجاد می‌کند به علاوه امکان ایجاد شرکت های خواهر مستقل ،سهامداران را وسوسه می کند که سرمایه‌های خود را برای اهداف بزرگتر تعاونی به اشتراک مستقیم یا غیر مستقیم بگذارند.

این یعنی حرکت باسرعت بیشتر  در منحنی مارپیچ لگاریتمی و هر بار حرکت  با شعاعی وسیع تر نسبت به نقطه آغازین ، یعنی رونق ، یعنی جهش تولید.

دستورالعمل اینکار را دوازده سال پیش ، حضرت آقا به مدافعان انقلاب اسلامی بصراحت آنجا اعلام فرمودند که در پیام نوروزی خوداز مردم خواستند با تشکیل تعاونی ها در اداره امور به دولت کمک کنند.

ادامه فشارهای اقتصادی و تحریم ها برای کشور یک فرصت است ، در سطح ملی، با تعمیم و الگو برداری از مدار حرکتی مثال تعاونی که در بالا اشاره کردیم  نه تنها قادر به تأمین نیازهای خود هستیم که مازاد تولیدات مان براحتی و با مزیت فراوان در تمام کشورهای همسایه بفروش خواهد رفت.

درست است من و شما فعلا تصمیم ملی نمی‌توانیم بگیریم ،  اما آیا در محل سکونتمان، در مسجد محل ، در بین اقوام و آشنایان و... این امکان را نداریم که این چرخه تعاونی روی منحنی مارپیچ را استارت بزنیم.؟

 

 


برچسب‌ها: اقتصاد مقاومتی
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 7:55  توسط غلامرضا   | 

سلام. رمز تداوم پیروزی و بقا یک ملت ، پایداری عناصر شکل دهنده افتخارات آن مردم است. رسیدن به قله های افتخار ، بدون هزینه و تلفات ممکن نیست و این مسیر افتخار را همه ملل در طول تاریخ پیموده اند.

آنچه فتح قله های افتخار را تثبیت میکند، پایداری در حفظ فتوحات است. میخواهم بگویم حفظ فتوحات از فتح قله های افتخار بسیار سخت تر است.

چه بسیار است صحنه های فتح در تاریخ که فاتحان آن در زمان کوتاهی فراموش ، مغبون واز کرده خود پشیمان شدند و حتی مورد انتقاد و بازخواست هم قرار گرفتند!

اگر فاتحی فراموش ، مغبون ، پشیمان و روزی مورد بازخواست قرار گرفت، ساده ترین تعبیر آن اشتباه بودن مسیر حرکت او بوده و مدال افتخار کاذب گرفته است.

شاید بسیار شنیده باشید که کهنه سربازان اکثر کشورهایی که بنحوی دچار صدمات ناشی از جنگ شده بودند، در ادامه مسیر زندگی دچار ناملایمات، سختی ، فشار روحی  روانی و نهایتا عدم درک و پذیرش عوارض روحی آنها توسط جامعه شده اند.

مهمتر از همه ، نبود خانواده و همسری که او را حمایت کند . لذا دچار ناراحتی های شدید روحی شده، نیازمنددرمانهای سخت پر هزینه میشدند، تبعات سنگین برای جامعه و کشورشان ایجاد میشد و... حتما در اخبار خوانده اید که بطور مثال، بسیاری از کهنه سربازان آمریکایی ناگزیر به خودکشی شده اند.

همسران جانبازان ، اجری بالاتر از همسران شهدا دارند، آنها مهر تائید راه همسران فاتح خود هستند، انتخاب همسری که میدانند آسیب دیده از این مسیر پر افتخار است، پای همه چیز تا آخر ایستادن، تائیدی بر صحت راه طی شده است.

همسران جانبازان مثل یک لنگر مانع از آسیب  کشتی سرگردان و آسیب پذیر وجود جانبازان به خودشان و جامعه شدند، یک معروفی را در جامعه اسلامی رواج دادند و آن اینکه« مبارز مسلمان ، اگر به فیض شهادت نائل نشدی ، در صورتیکه به عوارض جهاد مبتلا شدی، آسوده باش ، فرشته ای از جانب خدا تا آخر کنارت هست».

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

متن زیر دلنوشته خواهرم است او همسر یک جانباز شهید است و بمناسبت روز جانباز، دیشب نوشته و بدستم رسید. عالمی دارد، از عمق وجودش ناله فراق بگوش می‌رسد.

👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏

 دو دل شده بودم آخه هنوز پاش خوب نشده بود،رفتیم تو اتاق صحبت کنیم ،می خواست مطلب مهمی رو بهم بگه ،رو مهریه پدرم پا فشاری میکرد اوناهم همینطور ،انگار بهم ریخته بود، سرش پایین بود سمت راست من نشست ،خجالت می‌کشیدم ،نمیتونستم نگاش کنم کم کم نگاهشو احساس کردم آروم گفت : به برادرتون گفتم اما می‌خوام به شما هم بگم ،من یه چشمم بینایی نداره.
جا خوردم یه نیم نگاهی بهش کردم ظاهر چشمش سالم بود،ادامه داد: میخواستم فعلا نگم ولی حالا دارم میگم ، تو جبهه مجروح شدم چشم راستم ترکش خورد، میترسیدم بگم شما ردم کنی حالا نظرتون چیه؟
نا خود آگاه لبخند زدم گفتم من میخواستم همسر یه قطع نخایی بشم ،دوست دارم همسرم جانباز باشه ، خندید ،خنده ای که فراموشش نمیکنم ، با رضایت از اتاق رفت بیرون ، پشت سرش داداش رضا آمد تواتاق گفت چه کنیم گفتم مهریه خیلی برام مهم نیست سخت نگیرید .

یه چند ماهی که از زندگیمون گذشت دیدم تعادلش بهم میخوره زود عصبانی میشه ،بد بهم میریزه ، بعد که آروم میشه گریش میگیره ،یه روز تو همین گیرودار گفت من یه چیزی رو بهت نگفتم ، تو پرونده جانبازی من اعصاب وروان هم برام زدن ، البته خیلی کمه ولی ترکشاش گاهی وقتا تورو میگیره بنده خدا حالا دیگه راه برگشت هم نداری، بهش گفتم خودم از خدا همسر جانباز خواسته بودم پس پای همه چیزش هستم

روز آخر هم وقتی کنار تختش توبیمارستان به چشمهای خستش نگاه میکردم حواسش جمع شد ،چشم راستشو بوسیدم  و گفتم تو پیش خدا امانتی داری خوش بحالت،کنارت خوشبخت بودم ،اشک از کنار چشم راستش آمد پایین و دوباره به حال خودش رفت

🌸جانباز سر افراز من روزت مبارک🌸

 

ما مدیون مجاهدت ایثارگران و جانبازان و خانواده های معظم آنها هستیم.شاید بیشتر از خود جانبازان ، خانواده آنها خصوصا همسرانشان از عوارض بیماری عزیزشان رنج کشیده اند.

زنده یاد ابوالفضل سپهر ، ادبیاتی زیبا در اینباره دارد ، هنوز هم با گذشت حدود بیست سال از اولین باری که آنرا خواندم، هنگام خواندنش پشت پرده شفاف اشکم ، چشمم همه جا را تار میبیند.!!!

اتل متل یه بابا

دلیر و زار و بیمار

اتل متل یه مادر

یه مادر فداكار                                         

جانباز

اتل متل بچه‌ها

كه اونارو دوست دارن

آخه غیر اون دوتا

هیچ كسی رو ندارن

مامان بابا رو می‌خواد

بابا عاشق اونه

به غیر بعضی وقتا

بابا چه مهربونه

وقتی كه از درد سر

دست می‌ذاره رو گیجگاش

اون بابای مهربون

فحش می‌ده به بچه‌هاش

همون وقتی كه هرچی

جلوش باشه می‌شكنه

همون وقتی كه هرچی

پیشش باشه می‌زنه

غیر خدا و مادر

هیچ‌كسی رو نداره

جانباز

اون وقتی كه باباجون

موجی می‌شه دوباره

دویدم و دویدم

سر كوچه رسیدم

بند دلم پاره شد

از اون چیزی كه دیدم

بابام میون كوچه

افتاده بود رو زمین

مامان هوار می‌زد

شوهرمو بگیرین

مامان با شیون و داد

می‌زد توی صورتش

قسم می‌داد بابارو

به فاطمه، به جدش

تو رو خدا مرتضی

زشته میون كوچه

بچه داره می‌بینه

تو رو به جون بچه

اقا و جانبازان

بابا رو دوره کردن

بچه‌های محله

اونم یه هو دوید و

 زد تو دیوار با كله

هی تند و تند سرش رو

بابا می‌زد تو دیوار

قسم می‌داد حاجی رو

حاجی گوشی رو بردار

نعره‌های بابا جون

پیچیده بود تو گوشم

الو الو كربلا

جواب بده به گوشم

مامان دوید و از پشت

گرفت سر بابا رو

بابا با گریه می‌گفت

كشتند بچه‌هارو

بعد مامانو هلش داد

جانباز

خودش خوابید رو زمین

گفت كه مواظب باشین

خمپاره زد، بخوابین

الو الو كربلا

پس نخودا چی شدن؟

كمك می‌خوایم حاجی جون

بچه‌ها قیچی شدن

تو سینه و سرش زد

هی سرشو تكون داد

رو به تماشاچیا

چشماشو بست و جون داد

بعضی تماشا كردن

بعضی فقط خندیدن

اونایی كه از بابام

فقط امروزو دیدن

سوی بابا دویدم

بالا سرش رسیدم

از درد غربت اون

هی به خودم پیچیدم

درد غربت بابا

غنیمت َنبرده

شرافت و خون دل

نشونه‌های مرده

ای اونایی كه امروز

دارین بهش می‌خندین

برای خنده‌هاتون

دردشو می‌پسندین

امروزشو نبینین

بابام یه قهرمونه

یه‌روز به هم می‌رسیم

بازی داره زمونه

موج بابام كلیده

زنده یاد سپهر

قفل در بهشته

درو كنه هر كسی

هر چیزی رو كه كشته

یه روز پشیمون می‌شین

كه دیگه خیلی دیره

گریه‌های مادرم

یقه تونو می‌گیره

بالا رفتیم ماسته

پایین اومدیم دوغه

مرگ و معاد و عقبی

كی میگه كه دروغه؟

شعر از زنده یاد ابوالفضل سپهر

 

 


برچسب‌ها: فرهنگی
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم فروردین ۱۳۹۹ساعت 12:42  توسط غلامرضا   | 

شهيدبهشتى:  «پاسداران آگاهانه انتخاب ميكنند،شجاعانه ميجنگند،غريبانه زندگى ميكنند،مظلومانه شهيد ميشوندوبی شرمانه مورد توهين قرار ميگيرند»

. كسوت سبز پاسدارى ازآرمانهاى انقلاب،برازنده وجودتان میلادامام حسین(ع) وروزپاسداربرشماسبز پوش ولایت مبارک باد.

به بهانه سالروز ولادت بزرگ پاسدار اسلام حضرت امام حسین ع و روز پاسدار ، تذکراتی برای سبز پوشان آسمانی جبهه توحید دارم.

عزیزانم ، شما وارث یک یادگار بزرگ هستید، آنقدر بزرگ که امام راحل در وصف آن فرمود : اگر سپاه نبود ، کشور هم نبود.

سبز پوشان این سرزمین حامل امانتی بزرگ هستند ، امانتی بیادگار از آنهایی که لباس سبزشان کفنشان شد و تمام اعتبار امروز شما از مجاهدت آنها و همرزمان موسفید کرده اطراف شماست.

چقدر زیبا بود آن روزها که سپاه هنوز مدرج نشده بود ، نشانی از رتبه و درجه نبود ، همه خود را مسئول می‌دانستند ، اگر لازم بود یکی خادم شود ، همه با عشق از او تبعیت میکردند .

زیبا بود که راهکار شناخت فرمانده یک جمع نظامی فقط دنبال کردن امتداد نگاه‌های عاشقانه افراد آن رسته بود.

در سپاه زیبای ما ، فرمانده زودتر از همه پای کار بود ، کمتر از همه برمیداشت ، دیر تر از همه غذا میخورد ، تقریبا کم میخوابید، اگر در خواب پیدایش میکردند ، از او عکس بیادگار می‌گرفتند که بالاخره خوابیدی!!!

فرمانده سپاهی یک جمع رزمنده مثل نگین میدرخشید، باعث قوت قلب جمع بود ، سنگ صبورشان بود ، قاضی بود ،  مرضی الطرفین بود، حتی مجری حکم مجازات تخلفات بود ، بشین پاشو و پامرغی و پاچتر بازی که چیزی نبود ، اگه می‌گفت تو گل غلت بزنید هم تمام محکومان با لبخند انجام میدادند .

چقدر زیبا بود وقتیکه کارها گره میخورد، نور وجود یک فرمانده پاسدار، قلبها را زنده میکرد ، قوت میداد، اعتماد بنفس می‌آفرید و نیروها تازه نفس میشدند.

نه اضافه کاری در میان بود ، نه پاداش و حق ماموریت ونه خیلی چیزهای دیگه... همه خودشان را بدهکار می‌دانستند ، در حفظ بیت المال کوشا بودند، از خانه برای محل کار خرج میکردند و بالعکس آن هرگز، شرم داشتند.

منتظر نبودند تا همه چیز فراهم شود تا شروع کنند، وجود خودشان کافی بود تا بسرعت ،  حداقلی ها فراهم شود ، با همان امکانات کم شروع میکردند، قانع بودند ، از خودشان مایه می‌گذاشتند ، زبان شکوه نداشتند، عیوب را پنهان میکردند، کارهای خوب شان را بنام دیگران میزدند، حسادت نمیکردند، خیرخواه همدیگر بودند، لباس پاسداری را افتخار می‌دانستند.

یکی از بچه ها تعریف میکرد ، عاشق عضویت در سپاه بودم ، در سال ۶۰ که معدل عمر کارکرد  سپاهیان شاغل به ششماه نمی‌رسید ، سیستم گزینش سپاه بسیار سختگیری میکرد ، جایی بود بنام پذیرش آب سردار  در حوالی خیابان ایران، جهت استخدام در سپاه ، طی مراحل گزینش داشتم. 

خیلی سختگیری میکردند و خیلی اذیت شدم و حتی ظاهراً ارزیاب نظرش منفی هم بوده که تصادفا  نام یکی از دوستانم که مسئول آموزش پادگان امام علی ع بود را در لیست نام چند نفر از دوستانتان که شما را میشناسند  میبیند و یک پس گردنی هم از او میخورد وبالاخره قبول شدم.

میگوید سال ۶۰ ، در خیابانها ، پاسداران را ترور میکردند، در کردستان سر میبریدند، حقوق یک کارگر ساده میگرفتند،در آن شرایط آنچنان شوق داشتم که وقتی اولین لباس سبزم را گرفتم ، اول کاری که کردم ، جلوی آئینه تمام قد خانه پدری ایستادم و خودم را نگاه میکردم و بسختی میگریستم.

اکنون که این لباس سبز باشکوه را بتن دارید ، بدانید در کانون توجهات هستید ، سال ۶۱ یکی از دوستانم که به سوریه و لبنان رفته بود ، تعریف میکرد ، در یکی از شهرهای شیعه نشین لبنان ، با لباس سبز سپاه در حال انجام کاری بودیم که دیدم زنی کودکی را بغل گرفته بسوی ما میاید، نزدیک که آمد از وضع حال کودک فهمیدیم بسیار بیمار است ، پیش خود فکر کردیم حتما از ما میخواهد که به بهداری برده و کمکش کنیم. با تعجب دیدم وقتی بمن رسید ، با آن دست آزادش لباس مرا چند بار لمس کرد ، صلوات بر محمد و آلش می‌فرستاد و سپس بر سر و صورت فرزندش کشید و رفت.!!!

یک چیزهایی در بین شما عرف بوده که حرمت داشته ، شنیده ام در پایان هر ماه ، مقداری پول روی میزکاری می‌ریختند و هر کس به اندازه نیازش بر می‌داشت!

یک چیزهایی در بین شماعرف بود که امروز با مدرج شدن سپاه ، کمرنگ شد ، آن سپاه زیبای آرمانی ما همچنان قشنگ خواهد ماند وقتی عمل به معروف اسلاف آنها فراموش نشود.

آهای سبز پوش های آسمانی ، در مبارزه با داعش خوش درخشیدید، کاری که در عین الاسد کردید ، کارستان بود. امروز امت اسلامی به پایداری حاصل از ایمان ، وتوان رزمی و  علم شما در مقابل صف دشمن اعتماد دارد، شما معرف اسلام ناب محمدی هستید ، مراقب باشید مبادا کسی حرمت این لباس را بشکند.

امام راحل کلام پرتاملی خطاب به شما بیادگار گذاشته اند« ای پاسداران ، در معرض امتحان هستید . مبادا بخواهید دیگران خونشان را بدهند تا مقام شما بالا برود، نیاید آنروز و شما فکر کنید که انسان هستید»

بلی دوست عزیز سبز پوش من ، حساب شما از یک کارمند عالیرتبه هم سخت تر رسیدگی میشود و تحت نظر است ، اگر صادق و خادم بمانید ، مردم همچون سردار سلیمانی ، قدر دان زحمات شما هستند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم فروردین ۱۳۹۹ساعت 18:2  توسط غلامرضا   | 

    سیر تحولات جهانی و سرعت باورنکردنی وقوع آنها قبلا در سخنرانی حضرت آقا با حضور فرماندهان سپاه مورد تاکید قرارگرفته است.

 ایشان با اشاره  به لزوم حفظ آمادگی بیشتر ، جمله ای کلیدی را بیان میکنند؛ اشاره به اینکه شرایط جهانی طوری شده که دشمن را وادار میکند آخرین برگه برنده خود را رونمایی کند!

قابل تامل اینکه ایشان در ادامه فرمایشات، همچون کلیم الله بشارت ان معی ربی سر میدهند . توجه کنید داستان قوم موسی ، ماجرای دریای نیل در جلو و سپاه عظیم دشمن در تعقیب و با فاصله نزدیک در میان است.

درست در همان لحظه ای که تمام محاسبات مادی جوابی جز سرنوشتی وحشتناک را نمیداد، موسی گفت ان  معی ربی ، تمام معادلات بیکباره بهم ریخت.

دریای نیل نه تنها تهدید بلکه فرصت شد برای قوم موسی. 

حضرت آقا بسیار زیبا به حوادث ظهور اشاره فرمودند ، دشمن دنبال ماست ولی امداد غیبی ما را عبور میدهد و به خواست خدا آینده روشن است.!!!!

آیا ویروس کرونا همان ترفند آخر دشمن نبوده است؟

آیا علیرغم ظهور و قرنطینه این بیماری در محدوده ووهان چین و مهار سریع آن ، شیوع گسترده این ویروس بخاطر اهمال یا  برنامه ریزی دستهایی که در آینده از آنها پرده برداری خواهد شد ، از قم شروع و به سایر نقاط ایران بسرعت انتشار نیافت؟

چرا علیرغم صدای گوشخراش بلندگوهای استکبار جهانی در استهزا و بیان فاجعه درحال وقوع برای ایران، ناگهان تبعات خشن این بیماری دامن گیر غرب شد؟

اصلا کاری به حجم بالای مبتلایان و تلفات احتمالی آنها که با ارقام وحشتناک برای کشورهای بلوک غرب و آمریکا در راهست ندارم، این دیوار آب نیل را میبینم که قوم موسی را بسلامت خواهد گذرانید و فرعونیان را غرق خواهد کرد.

اینکه باتمام خباثتشان ژنوم ملتی را شناسایی کنند و جنگ بیولوژیک راه بیاندازند، محاسبات مادی است. در محاسبات مادی شکافته شدن نیل معنی ندارد، آنها مفهوم آن معی ربی را نمی‌فهمند.

دنیای بلوک آمریکا و اروپا در تمام مدتی که اخبار ووهان در صدر خبرهای جهان بود ، از همه چیز خبر داشتند ، حتی اگر بفرض در تولید این ویروس دستی نداشته باشند، عقل و دانش و علم مفهوم شیوع سریع را هم نداشتند؟ 

 ویروسی که با تماس دست به مخاط چشم و بینی و دهان ، از طریق سطوح اطراف منتقل میشود،  معلوم است که بزودی تمام کره خاکی را خواهد گرفت.

این آرامش حاکم بر سران آمریکا و غرب  در سه ماه گذشته بخاطر چه بود ؟

چرا لیگ‌های فوتبالشان را حتی تا سه ماه بعد از شیوع بیماری در چین ، تا روز آخرهم تعطیل نکردند؟. 

چرا اینهمه کشور بین ایران و چین است ، هیچکدام درگیر نشوند ، فقط ایران و چین گرفتار شوند ، آنهم همراه با شادی غیر قابل کتمان غرب؟

سران غرب یا خیلی احمقند که نیستند یا در محاسبات مادی خود قوم موسی را بین خود و امواج بلای نیل گرفتار می‌دیدند.

در محاسبات آنها ، رودنیل فقط یک سد است ، هرگز قرار نبود کسی حتی لباسش خیس شود.          .قرار بود هرکه تسلیم نشد ، ناچار خود را به دریای نیل بزند و غرق شود.!  شگفتا، امروز سپاه فرعون میان دیوار بپا شده در میان امواج نیل چه میکنند؟. 

ومکرو ومکرالله والله خیر الماکرین. 

علوم تجربی در مقابل مخلوقات خداوند عاجز است، بشر با تمام گردنکشی خود در تقریبا همه جلوه ها و اسرا  طبیعت، بسرعت سطح دانسته هایش به نمیدانم می‌رسد و منتظر می‌ماند تا مسائل جدید را تجربه کند و برای آن پروتکل اجرایی بنویسد!

آن ذهنهای بیماری که چنین ویروسی را به دامن جهان انداختند ، نمی‌دانستند که خیلی چیزها را نمی‌دانند!!!!

بزودی که شیوع بیماری تقریبا در تمام دنیا گسترش حتمی خواهد یافت ،ابعاد فاجعه بار فرو ریختن تدریجی دیوار آب نیل هم نمایان خواهد شد. 

بشارت به باور کنندگان ان معی ربی که خداوند منتظر است آخرین این امت  با همه سختی ها از میانه آب عبور کنند تا با همان مبنای محاسبات مادی، با دشمنان آنها برخورد کند!!!!

رئیس جمهور مکار آمریکا درست می‌گوید ، «تلفات بزرگ ما، کشته شدگان کرونا نیستند، حجم بالای ورشکستگی وخسارتهای مالی وحشتناک حاصل از تعطیلی حداقل سه ماهه جهان است» !!!!!          . فراموش نکنید در جریان جنگ دوم جهانی حدود چهل ملیون نفر از دنیایی با جمعیت حدود یک میلیارد نفر کشته شدند، اما  تمام خسارتها بسرعت ترمیم شد زیرا بموازات جنگ و خسارت‌های آن هزاران کارخانه بزرگ در دو طرف درگیری ، شبانه روز در حال کار  ، ایجاد درآمد و توسعه زیرساختهای اقتصادی بودند!!!!! 

کشورهای پیروز نیز، پس از پایان جنگ تمام زیر ساختهای ایجاد شده در طول جنگ را توسعه دادند و زیر ساخت های طرف بازنده را هم مصادره و بین خود تقسیم کردند!!!!!

بزرگترین و هولناکترین کشتار بشریت در جنگ جهانی دوم بود . با آنهمه تلفات ، خسارات و نابودی، باعث ارتقا تولید ، تحقیقات، نوآوری ،توسعه و درآمد کلان برای طرفهای پیروز در سطح  جهان شد. 

آیا فکر میکنید این فاجعه جهانی امروز برای دنیای غرب ایجاد فرصتی مثل جنگ جهانی دوم کرده است؟. 

دنیای سرمایه داری بلوک غرب و استکبار جهانی ، دو بال دارد ، یکی تولید و دوم بازار فروش.   اگر بفرض مردم تحت سلطه این بلوک آنهم بخاطر اجبار قوانین وفرهنگ کارفرمایی غرب ، با پذیرش پر مخاطره ابتلا به بیماری، ناچار به حضور در مراکز کار شوند، بازار فروش را چه باید کرد؟

فرهنگ اقتصاد غرب مبتنی بر اینست که کار کنید ، درآمد معقول داشته باشید و بیشتر از آنچه در می‌آورید با گرفتن وام ، هزینه کنید. 

این فرمول اقتصادی جهان استکبار فقط در شرایطی قابل اجرا است که مردم بتوانند هزینه کنند.         . شاید کارخانه ب ام و بتواند خط تولید خود را تغیر یا خط جدید تولید ماسک و.... را ایجاد کند ، شاید همه دنیای اقتصاد غرب ، تولیداتی در همان راستا ، یعنی واکسن و دارو و تجهیزات پزشکی مرتبط با این بیماری را انجام دهند ولی اینها همه داروی مسکن اقتصادشان خواهد بود ، اقتصادشان خواهد مرد!!!            . در دنیای اقتصاد ، همه باید تولید کنند، همه درآمد داشته باشند ، همه خرید کنند ، همه مصرف کنند تا چرخش پول بوجود بیاید .

تبعات وحشتناک تعطیل شدن هزاران حرفه و فن و بازار در سطح جهان ، حتی برای مدت سه ماه ، آنقدر فاجعه بار است که رونق بازار دارو و درمان این بیماری توسط معدودی از صاحبان سرمایه و اقتصاد غرب ، ذره بینی مینماید.

دنیای استکبار، کشور ما را سالها آزرده است ، در سه سال اخیر ، تمام منفذهای نفس کشیدن ما را از اقتصاد جهان بست ولی ما هنوز زنده ایم .

ارتباط ما بااقتصاد دنیای استکبار و غرب ، سالهاست که به صفر رسیده است، ما همچنان سرپا هستیم و این اقتصاد آنهاست که حتی پس از فرکش کردن این بیماری ، دچار بحران‌ها و شکست های بزرگ خواهد شد. 

در شگفتم از تفکر این پیر فرزانه که در اوج این هیاهو ، امسال را سال جهش تولید نامیدند .!!!

 

 


برچسب‌ها: جنگ روانی, صف کشی های آخرالزمانی
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۹ساعت 22:6  توسط غلامرضا   | 

مرور دشمنی آمریکا و غرب علیه ایران را بهمراه افشاگری  از رفتاربرخی چهره ها در چهل سال گذشته ، خصوصا با تمرکز  بر سه سال اخیر حاوی نتایج جالبی است.

نکاتی را لازم دانستم خصوصا در باره حوادث بعد از شهادت سردار سلیمانی بود را توضیح بدهم.           

 البته تائید میکنم برخی از سران منتخب کشور  کارهایشان  درخط انقلاب نبوده و همان خط نوشانیدن جام زهر به امام ره را با همان تیم از همفکرانشان برای حضرت آقا نیز تدارک دیده اند.            

درست است  که متاسفانه شلیک به هواپیمای اوکراینی عملی ناگزیر و برای حفظ امنیت کشور بودو البته شبکه پدافند کشور تقاضای نیزممنوعیت پروازها را از شورای‌عالی امنیت ملی تقاضاکرده بوده ... ولی وقوع این حادثه به سبکی که گفته شده نیست. 

سیستم شبکه یکپارچه پدافند هوایی کشور ، فوق العاده قوی است و حتی اگر «سیستم سیگنال اخطارهواپیما سیویل در پرواز  است» موجود در هواپیمای مسافری  را  توسط جنگ الکترونیک و یا حتی اگر به عمد از کار انداخته باشند ، باز هم شبکه یکپارچه موقعیت لحظه به لحظه هر پرنده کوچک یا بزرگی را چه خودی و یا حتی موشک کروز دشمن را در مونیتور دارد و در لحظه به تمام شبکه ارسال میکند . 

در فضای مجازی ، برخی میفرمایند جنگال باعث فریب سیستم راداری خودی شده و احتمال نزدیک شدن کروز به تهران هم مطرح بوده و لذا خدمه وظیفه شان را انجام داده اند .

به اعتقاد من گفتن چنین چیزی کوچک کردن توانایی شبکه پدافندی کشور ، آنهم در رینگ آخر یعنی تهران است.

آنچه مسلم است ،قطعا چاره ای جز سرنگون کردن فوری این هواپیما وجود نداشته است ولی استدلال شکست در جنگ الکترونیک ، برازنده کشورو سیستم دفاعی آن نیست.

اینکه ترامپ بارها تاکید کرده در صورت بروز هر اقدام تلافی جویانه توسط ایران، آنها ۵۲ نقطه حیاتی را  میزنند و حتی گفت هدایای خوشگلی دارد که با ده برابر سرعت صوت برایمان هدیه میفرستد ، حاوی پیامی آشکار از سوی یک ابرقدرت است.

عدم ارسال موشکها و بمب‌های دشمن، نشان از عجز بوده و گرنه بلافاصله پس از موشکباران عین الاسد و ناکامی آنها در دفاع از آنجا ، دهها پرنده مختلف را از تمام پایگاههای اطراف ایران به پرواز در نمی آوردند . 

جالبتر اینکه در پاسخ دادن ، هیچ کاری هم نکنند ، بعد از ۱۹ ساعت ترامپ جلوی دوربین ها بیاید بجای هارت و پورت کردن بگوید جلوی ایران را با افزایش تحریم ها خواهیم گرفت.

بنظر من آنها اگر میتوانستند بزنند همان دقایق اولیه و قبل از حمله به عین الاسد ، قطعا لانچر های پرتاب موشکها را می‌زدند.

اینکه آنها با وجود آگاهی از حمله ،(دوساعت قبل از شلیک موشک‌ها و توسط دولت عراق اطلاع رسانی شده بود)، نتوانستند محل آماده سازی و پرتاب موشکها را با اینهمه ماهواره جاسوسی و پرنده های بدون سرنشین پنهانکار ، پیدا و قبل از شلیک منهدم کنند ، جای سوال است.

اینکه موشکهای شلیک شده را در همان لحظات اولیه شلیک ، قبل خروج از جو و یا هنگام ورود مجدد به جو نتوانستند رهگیری و منهدم کنند ، جای سوال است. 

اینکه بلافاصله پس از اصابت موشکهای ایران به عین الاسد هرگز هیچ موشک یا حمله هوایی بسمت ایران صورت نگرفت ، جای سوال است .

تعجب بر انگیز تر اینکه  هواپیماهای باسرنشین و بدون سرنشین آنها از قبل حمله ایران، در منطقه هوایی خودشان در حال گشت زنی بودند و سپس با یک تاخیر کوتاه بعد از اصابت موشکهای ایران به عین الاسد ، تعداد زیادی هواپیما  شامل حداقل دو آواکس در آسمان مرزی ترکیه و عربستان با ایران به پرواز درآمده اند و بعلاوه چندین هواپیمای فوق پیشرفته آنها نیز به فضای کشور  تعرض کرده بودند.         

قصد دشمن جهت گوشمالی سخت ، قطعی بوده ولی چرا بلافاصله انجام نشد؟ این حقایق راباید روزی یکی از طرفین درگیری توضیح دهد و اینکه با اصابت هواپیمای مسافربری اوکراینی ، چرا ناگهان تنور جنگ به سردی گرائید نیز حاکی از وجود یک راز بزرگ در تصمیم به سرنگونی این هواپیما است.

قدر مسلم آمریکائیها نمیتوانسته اند طبق پلانی که داشتند پیش بروند و چند اتفاق بزرگ پیش بینی نشده در عرض چند ساعت تمام معادلات آنها را بهم ریخته است.

اینکه بگوئیم جنگ الکترونیک دشمن باعث اشتباه خودی ها شد ، اگرچه باز هم بار گناه بر دوش دشمن است ولی بنوعی کوچک کردن مجاهدت سربازان گمنام عرصه پدافند یکپارچه کشور هم هست.

دشمن اگر در جنگ الکترونیک هم واقعا موفق شده باشد که این اختلال را در شبکه ما ایجاد و ما گمراه کند تا هواپیمای مسافربری را بزنیم ، اولا این روش را در موضوعات مشابه یا مختلف آنقدر ادامه میداد تا در لابلای آن بتواند ایجاد تردید کند و سپس وعده ۵۲ نقطه حیاتی را محقق کند .

ثانیا با تعدد بروز اشتباهات خودی ها ، بنوعی اهلیت و توانایی کاربران پدافند خودی را  زیر سوال می‌توانست ببرد و افکار عمومی را بسمت انتقاد از مسئولین سیستم یکپارچه پدافند و یا لااقل خلع سلاح پدافند هوایی سپاه ، مدیریت میکرد! 

اینکه با وجود تشدید دشمنی ها ، نتوانست رخنه ای ایجاد کند ، مسلما دلیل بر ناگفته های بسیاری است که ساده ترین تحلیل ها حاکی از رونمایی تجهیزات و امکاناتی در جبهه خودی است که تا آن لحظه در محاسبات دشمن نیامده بود.

اکنون دیگر با روشن برخی واقعیتها، عملکردعواملی در داخل که با دشمن خواسته یا ناخواسته ، مزدوری میکردند و یا میخواستند از تحرکات دشمن بنفع جناح یا اهدافشان انتفاع ببرند، بسیار راحت قابل ارزیابی و افشا است

عملکرد خیلی ها در طی سالهای ۹۶ تا بحال در غبار پنهان بوده ولی امروز زمان شفافیتها در تفکرات،شعارهاو رفتارها رسیده است.   

کافیست به سخنرانی ها و یا اعلام مواضع صاحبان تریبون  سه سال و یا حتی سه ماه گذشته ، یعنی مدتی قبل از شهادت سردار سلیمانی تاکنون، توجه کنیم، خیلی چیزها روشن شده است.

ماجراهای بلافاصله پس از شهادت سردار سلیمانی ، چرخش‌های ساختگی برخی خودی ها، با یکدست سینه و با دست دیگر بشکن زدنها، اعلام اینکه بازهم پای میز مذاکره هستیم ، عدم لغو پروازها، دستور ادامه پرواز هواپیمای اوکراینی پس از چند ساعت ممنوعیت پرواز و... همگی جای تامل دارد.

بنظر من آمریکائیها عمدا رادار سه بعدی را در هواپیمای اوکراینی جاسازی کرده بودند.علت آن میتواند نقشه احتیاطی یا جایگزین دشمنان در صورت قطع ارتباط ماهواره و آواکس با موشکها باشد.

در لحظات اصابت موشک به عین الاسد ، آمریکائیها مغلوب جنگ سایبری و جنگال ایران شدند، برای مدتی تمام سیستم های راداری ، ناوبری و ارتباطی آنها حتی روی ماهواره ها دچار اخلال شد .

طبیعی است برای پاسخ سریع (گوشمالی سخت!) دیگر نمیتوانستند به سیستم فعال موجود اعتماد کنند و میبایست سیستم جایگزین یا نقشه ۲ را وارد عمل میکردند.

پرواز آواکسها و هواپیماهای پیشرفته پنهان کار ارتفاع بالا از ترکیه و سعودی بدلیل عدم پوشش کافی  نتوانستند جایگزین عملکرد ماهواره ها شوندو لذا باید نقشه ۳ انجام میشد.

نقشه ۳ استفاده از رادار سه بعدی روی هواپیمای مسافربری اوکراینی بوده است و دلیل اینکه ناچار شدند از این ترفند استفاده کنند نیز تاخیر چند ساعته در گوشمالی سخت بوده و لذا رادار سه بعدی هواپیمای مسافربری تیر آخر نیز بوده است.

مجهولاتی در این بین وجود دارد ،  ایفا نقش هدایت نقطه زنی توسط توسط رادار سه بعدی روی هواپیمای مسافربری باید در دقایق پایانی اصابت موشکها انجام میشد.

اولا باید ساختار دفاع یکپارچه هوایی ایران از کار میفتاد و موج اول شلیک موشک‌ها لازم نبود پر تعداد باشد، زدن مغز سیستم یا ارکان اصلی دفاع یکپارچه با یکی دو موشک دقیق ، تمام مشکل را حل می‌کرده است.

اصل استفاده از یک هواپیمای پر از مسافر  ، جنایت جنگی بوده ولی طبق این سناریو یا باید حداقل نیم ساعت قبل تعدادی کروز بسمت تهران در حال پرواز بوده باشد که با توجه به عدم اصابت یا نزدیک شدن حتی یک مورد به اطراف تهران ، باید توسط سیستم انهدام خودکار موشکها یا رهگیری نیروهای خودی منهدم‌شده  باشند .

یا اتفاق زشت تری افتاده و آن اینکه هواپیما باید در فضای نزدیک تهران گشت زنی می‌کرده تا هنگام رسیدن موشکها، نقش ایفا کند که در اینصورت تمام مسافران را گروگان گرفته و امیدوار بوده اند نیروهای خودی دچار تردید در تصمیم گیری شوند .

ثانیا با انهدام سیستم دفاع یکپارچه هوایی کشور ، دهها رخنه بوجود میامده و با حضور تعدادی پهپاد یا هواپیماهای پیشرفته جاسوسی دشمن روی فضای کشور ، هدایت موجهای بعدی موشکها به این پرنده ها سپرده میشد و هواپیمای اوکراینی می‌توانست بسلامت به مسیر ادامه دهد و مسافران هم زنده میماندند.

همه چیز را آن یازده ثانیه خراب کرد ، اگر تصمیم عدم انهدام هواپیمای مسافر بری میشد، همه چیز برای آمریکائیها بخیر می‌گذشت . 

با انهدام سیستم دفاع یکپارچه ایران ، صدها موشک به ۵۲ نقطه وعده داده شده اصابت میکرد ، علت پیروزی هم تکنولوژی برتر آمریکا و خالی بندی محض سران نظامی ایران بود!!!!!!!

همچنین در صورت عدم انهدام هواپیمای اوکراینی هم ، ایران چگونه میتوانست ثابت کند علت این شکست استراتژیک ملی ، جنایت بی‌شرمانه آمریکا و اوکراین بوده است؟. 

جعبه سیاه هواپیما ، ممکنست قبلاً وعمدا طوری برنامه ریزی شده باشد که  بسیاری از فعالیتهای ناشی از روشن شدن یک مصرف کننده جدید مثل رادار سه بعدی  را ثبت نکرده باشد یا اگر کرده باشد هم ممکنست شرکت بازیافت اطلاعات ، حقایق را پنهان کند. بازمانده رادار سه بعدی هم نمی‌تواند سند محکمه پسند محکمی باشد چون ایران قبلا بواسطه دسترسی و سرنگونی پهپاد های حامل این نوع رادار ، به لاشه و حتی محموله های سالم آن نیز دسترسی داشته است.

اینکه ایران رسما چنین ادعایی را نکرده ، طبعا بدلیل رعایت قوانین بین المللی و سردر گم نگاهداشتن دشمن است.

اینکه فعالیت گسترده ای توسط کشورهای رابط آمریکا برای درپوش گذاشتن به این جنایت در جریان است ، احتمال وجود مستنداتی را تقویت میکند که ایران برای پسند محکمه در حال آماده کردن است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم فروردین ۱۳۹۹ساعت 4:47  توسط غلامرضا   |